ناخــــــانا

خانه از پای‌بست ویران بود

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013
37060_10200818173397603_93434140_n
قلیان دیگر برای این انسان‌ها وسیله‌‌ی تفریح نیست. بر ویرانه‌های خود نشسته‌اند و امید‌ها و آرزو‌هایشان را دود و خاکستر می‌کنند. آجر‌ها و سنگ‌ها روی زمینی آوار شده است که زیر آن طلای سیاه جریان دارد. طلای سیاهی که در یک سوی دیگر دنیا در موزه‌ای توی شیشه‌ای تراش‌خورده و براق جای گرفته و به مردمی که ۱۴ یورو ورودی می‌دهند به عنوان نماینده‌‌ی نفت ایران معرفی می‌شود. شیشه‌های نماینده از تمام دنیا به تعداد انگشتان دست نمی‌رسند. در عکس‌های زلزله‌‌ی استان بوشهر، خانه‌هایی سرپا هستند و تکان نخورده‌اند و خانه‌هایی که از پای‌بست ویران بوده‌اند ویران‌تر شده‌اند.
کجای کار کوتاهی شده که این مردم از زندگی به سهم ۴۵ هزارتومان یارانه در ماه بسنده می‌کنند.

درباره‌‌ی میدان گازی پارس شمالی که در بخش کاکی شهرستان دشتی قرار گرفته است:
http://fa.wikipedia.org/wiki/میدان_گازی_پارس_شمالی
عکس‌های دیگر زلزله‌‌ی شهرستان دشتی استان بوشهر را در لینک‌های زیر می‌توانید ببینید:
http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2030416#ad-image-0
http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2029749#ad-image-8
http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2030315#ad-image-1
http://www.mehrnews.com/detail/Photo/2030362#ad-image-8

Advertisements

جنایت بی‌عقوبت

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013

554853_10200846318901223_1713494461_n

روی دیگر، چرک و سیاه است و با آن تاریخ پرافتخار و پرادعا هم‌خوانی ندارد. این گذشته، چراغ راه آینده‌ی ما نیست. تاریکی این گذشته همیشه ما را سرشکسته خواهدکرد. اگرچه خواندنش هم ضروری‌ست و می‌تواند جلوی تکرار آن‌را بگیرد.
«جنایت بی‌عقوبت» روایت مستند شکنجه و خشونت جنسی علیه زندانیان سیاسی زن در دهه‌ی شصت است. فایل پی دی اف این کتاب را، که به کوشش شادی امین و شادی صدر تهیه شده، از لینک زیر می‌توانید دریافت کنید و بخوانید:
فارسی http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/05/Crime-without-Aida-final22.pdf
انگلیسی http://justiceforiran.org/wp-content/uploads/2012/05/CrimeImpunity.pdf

نقش ۲۰۰ ساله‌ی هنرمندان و نویسندگان نروژ در رسیدن به برابری زن و مرد

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013

521671_10200789240954310_644397968_n

به این نتیجه رسیده‌ام که نقش هنرمندان، داستان‌نویسان، شاعران و روزنامه‌نگاران نروژ در رسیدن این کشور به برابری حقوق زن و مرد اگر بیشتر از فعالان جنبش زنان نباشد کمتر نیست. هر داستان یا نمایش‌نامه‌ای که خوانده‌ام، از هنریک ایبسن حدود صد و سی سال پیش تا اِبا هاسلوند حدود سی سال پیش، به نحوی به نابرابری‌های اجتماعی بین زنان و مردان تاخته است. شکل دیگری از این اعتراض‌ها را چندی پیش در نقاشی‌های یک موزه هم دیدم. نقاشی‌ها به ادوارد مونک و چند نقاش دیگر نروژی تعلق داشت. بیشتر این اعتراض‌ها زمانی مطرح شده که نروژ کشور فقیری بوده و جامعه هم به دو طبقه‌ی ثروتمندان و فقیران تقسیم می‌شده است و همزمان نویسندگان و هنرمندان به فاصله‌ی طبقاتی نیز معترض بوده‌اند.
پی‌نوشت: در مورد خودمان در حال حاضر فقط می‌توان آرزو کرد مکالمات و نوشته‌های برخی از نویسندگان و روزنامه‌نگاران ما از فحش‌ها و ضرب‌المثل‌های متأسفانه رایج جنسیتی و شوخی‌های سخیف و بی‌مایه‌ای که توهین به زنان یا مردان را در ذات خود دارد پاک شود.
در عکس، نقاشی‌های ادوارد مونک را در موزه‌ی «لئوپولد» وین می‌بینید.

درباره‌ی «کُن تیکی» ِ ناآرام که در اسکار ۲۰۱۳ رقیب «عشق» آرام بود یا درباره‌ی دریانوردی که شنا بلد نبود

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013

601171_10200714835174212_1760903544_n
شصت و شش سال پیش، همین روز‌ها، جناب تور هَیَردال تصمیم گرفت به همه ثابت کند مردم باستان، پیش از کریستف کلمب قاره‌ی آمریکا را کشف کرده‌اند؛ بنابراین با یک کَلَک و پنج رفیق بی‌کلک دل به دل دریا زد؛ نه روی دریا که توی دریا. آن‌ها با ماهیان دریا در یک عمق شناور بودند.
تور، کلکِ خود را از روی نقاشی‌های مصریان باستان ساخته بود و در اجزای آن، فلز هیچ نقشی نداشت. اسم کلک را «کُن تیکی» گذاشت که اسم رهبر یکی از قبایل جزایر اقیانوس آرام حدود هزار و دویست سال پیش بود. کُن تیکیِ رهبر، در جریان یک جنگ و برای نجات دادن مردم قبیله‌اش، آن‌ها را همراه خود کرده بود و با کلک‌هایشان دل به اقیانوس زده و ناپدید شده بودند.
آقای دریانورد، که شنا هم بلد نبود، و رفیقانش پس از چهار ماه موفق شدند با کُن تیکی، اقیانوس آرام را بپیمایند و از پرو به یکی از جزیره‌های این اقیانوس برسند. پس از این موفقیت بزرگ، مردمی که به نظریه‌های او می‌خندیدند و پیش از سفر از او خواسته بودند وصیت‌نامه بنویسد اعتراف کردند با یکی از انسان‌های بزرگ تاریخ هم‌دوره‌اند.
ماجراجویی‌های تور به این سفر محدود نمی‌شود. چند ماه پس از ثبت سفر عجیب کُن تیکی در ذهن روزگار اقیانوس‌پیماهای غول‌پیکر، او تصمیم گرفت قایق کوچکی بسازد و به شیوه‌ی مصریان باستان اقیانوس اطلس را بپیماید و از شمال آفریقا به جنوب آمریکا برسد. بار نخست موفق نشد و قايق شکسته و غرق شد و البته او و دوستانش نجات پیدا کردند. آن‌ها برای بار دوم تصمیم گرفتند این سفر را به سرانجام برسانند و این بار موفق شدند. این موفقیت نیز نظریه‌ی دیگر او را ثابت کرد؛‌‌ همان نظریه‌ای که می‌گوید دو هزار سال پیش بخشی از مردم مصر باستان با قایق‌های چوبیِ کوچک به آمریکای لاتین مهاجرت کرده‌اند.
نظریه‌های این آقا، که در لیست مشهور‌ترین دریانوردان و انسان‌شناسان دنیا قرار دارد، و داستان زندگی‌اش موضوع فیلم کن تیکی با کارگردانی مشترک یوآخیم رونینگ و اسپن ساندبرگ است که در بخش بهترین فیلم خارجی اسکار ۲۰۱۳ رقیب عشق بود. بازی‌ها و تصویرهای بدیع روی اقیانوس و توی اقیانوس، این فیلم را جذاب و ویژه کرده است.
کن تیکی با ۱۶. ۱ میلیون دلار، پرهزینه‌ترین فیلم تاریخ نروژ است. این فیلم همچنین پرفروش‌ترین فیلم سال نروژ هم شد؛ چراکه در سه هفته‌ی نخست اکران در ۱۱۸ سینما، ۸. ۸۲ میلیون دلار – ۵۵۱ هزار بلیت – فروخت که برای کشوری با کمتر از پنج میلیون جمعیت رقم قابل توجهی به نظر می‌رسد.
تور هیردال ششم اکتبر ۱۹۱۴ در لارویک، شمال نروژ، متولد شد و هجدهم آوریل ۲۰۰۲ در شمال ایتالیا درگذشت.
تصویر سیاه و سفید، تور هیردالِ اصلی و تصویر رنگی، پُل اِسوِره والهَیم، بازیگر نقش تور هیردال در فیلم کن تیکی است.

آنونس فیلم:

http://www.youtube.com/watch?v=rUnmjQJHRP4

۱۲۹ دقیقه‌ی باشکوه با «آنا کارنینا»ی جو رایت

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013

580012_10200671892900682_1390833675_n

در یکی از سکانس‌های نخست فیلم آنا کارنینا، یک سرمایه‌دار به یک کشاورز می‌گوید: «روح روسیه اسناد و مدارک و کاغذهاست. کشاورزی فقط شکم است.» در یکی از سکانس‌های پایانی همان کشاورز در حال برداشت محصول به کشاورز دیگر می‌گوید: «زمستون تموم نشده جمع‌آوری علوفه‌ رو شروع خواهیم کرد.» و آن دیگری با اشاره به سختی این کار و غیرضروری بودن آن می‌گوید: «به خاطر روحت زندگی می‌کنی؛ نه به خاطر شکمت»
با وجود این‌که دیالوگ‌های آنا کارنینا را باید گوش کرد و به خاطر سپرد اما باز هم این دیالوگ‌ها نیست که فیلم را بی‌نظیر و مثال‌زدنی کرده است. دیالوگ‌ها را می‌شود در کتاب‌ها بهتر و مفصل‌تر خواند. اگرچه نمی‌توان شاهکار تولستوی را، که خمیرمایه‌ی فیلم است، نادیده گرفت، اما چیزی که آنا کارنینا را باشکوه کرده تصویرهای بی‌نظیر فیلم است. قاب‌های تو در تو با حاشیه‌های نفیس. یک نمایش‌خانه با بازیگرانی که روی سن نیستند و در جایگاه تماشاچیان نشسته‌اند. یک مسابقه‌ی اسب‌سواری که از یک قاب شروع می‌شود؛ به صحنه‌ی تئا‌تر کشیده می‌شود و در جنگل ادامه پیدا می‌کند. اعتراض تولستوی به فاصله‌ی طبقاتی و زندگی اشرافی در پایان رمانش به شکل عاقبت به خیرشدن زوج فقیر و افسردگی و پژمردگی زوج‌های اشرافی خود را نشان می‌دهد؛ اما همین اعتراض در پایان فیلم فقط به شکل زندگی شخصیت‌ها برنمی گردد. این اعتراض یک زمین کشاورزی می‌شود در یک تماشاخانه. ببین! من نمی‌توانم این فیلم را برای تو، که حتا داستان فیلم را می‌دانی، تعریف کنم و این یعنی موفقیت فیلم. درحالیکه همین حالا می‌شود فیلم عشق، برنده‌ی بخش بهترین فیلم خارجی در اسکار ۲۰۱۳، را با همه‌ی جزییاتش تعریف کرد.
در آنا کارنینایِ جو رایت موسیقی متن، لباس‌ها، قاب‌ها، نقاشی‌ها، آینه‌ها، شیشه‌ها، رقص‌ها و بازی‌ها همه بی‌همتاست.
آقای کارگردان هر شش هنر را به خدمت هنر هفتم گرفته و نتیجه‌اش شده یک فیلم شگفت‌انگیز و باشکوه و به یادماندنی.

اسم عکاس را نمی‌دانم و عکس‌ها را از این سایت برداشتم:
http://www.fanpop.com/clubs/anna-karenina-by-joe-wright/images/32484503/title/anna-karenina-2012-stills-photo

طوفان دانشجو از خارج به نروژ

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on آوریل 29, 2013

313489_10200614847034571_1776744997_n

روزنامهٔ آفتِن بِلادِ نروژ در گزارشی با تیتر «طوفان دانشجو از خارج به نروژ» به انگیزهٔ بالای دانشجویان ایرانی در گرفتن بورس تحصیلی از دانشگاه‌های این کشور اشاره کرده و نوشته است: «بیش از ۵۰ درصد دانشجویانی که از دانشگاه‌های نروژ بورس تحصیلی می‌گیرند ایرانی‌اند. دیگر دانشجویانی که به دنبال گرفتن بورس تحصیلی به نروژ می‌آیند از کشورهای هند، چین، نیجریه، پاکستان و کشورهای اروپایی هستند.» 
این روزنامه به نقل از یک استاد دانشگاه که دربارهٔ گرایش دانشجویان خارجی به تحصیل در دانشگاه‌های نروژ تحقیق می‌کند، دربارهٔ انگیزه‌های دانشجویان ایرانی برای ادامهٔ تحصیل در نروژ این چند جمله را نوشته است: «کشوری مثل نروژ برای دانشجویانی که از ایران می‌آیند جذاب است و این موضوع برای ما عجیب نیست. آن‌ها ضمن تحصیل، حقوق خوبی در این کشور دریافت می‌کنند و چشم اندازشان داشتن شغلی با حقوق بسیار بالا‌تر از یک پروفسور در این کشور است. همچنین اشتغال به تحصیل دانشجویان ایرانی در نروژ نوعی مهاجرت پنهان است. آن‌ها ضمن گرفتن بورس تحصیلی شانس منحصر به فردی برای رسیدن به یک زندگی کاری در غرب دارند.» 
به گفتهٔ این استاد دانشگاه، بیشتر دانشجویانی که در رشته‌های نفتی از دانشگاه‌های نروژ مدرک دکترا می‌گیرند در شرکت‌های نفتی به کار مشغول و در نروژ ماندگار می‌شوند. 
به نوشتهٔ این روزنامه بیشترین آمار دانشجویان خارجی، که بدون بورس تحصیلی برای ادامه تحصیل به نروژ می‌آیند، به ترتیب به کشورهای چین، آلمان، روسیه، اسپانیا، فرانسه، آمریکا، اتیوپی، نپال، قانا و ایتالیا اختصاص دارد.

کم می‌شویم از گلدان‌ها اما تمام نمی‌شویم

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on ژانویه 30, 2013

149307_418289394917865_945693415_n

چرا این روزنامه نگار‌ها الان باید در زندان باشن؟ فقط به جرم غمخواری مردم؟ به جرم پرداختن به مشکلات مردم؟ نوشتن از فشارهای اقتصادی که روی قشرهای مختلف تحمیل می‌شه؟ نوشتن از مشکلات مردم زلزله زده؟ نوشتن از کمبودهای مدرسه‌های مناطق محروم که بهآتش سوزی و سوختن بچه‌ها منجر می‌شه؟ نوشتن از بحران تصادف‌های جاده‌ای در ایران؟ نوشتن از مشکلات کارگران و قشرهای کم درآمد؟ نوشتن از مشکلات جانباز‌ها و بازمانده‌های جنگ هشت ساله؟ پرداختن به مشکلات مردم مناطق مرزی؟ نوشتن دربارهٔ ادبیات و هنر مملکت و یادآوری بزرگی پیشکسوتان این حوزه‌ها؟ چرا باید بازداشت بشن و روز و شبشون رو دور از خانواده توی سلول‌های زندان سپری کنن؟ چون عاشق نوشتن هستن و با وجود تمامی مشکلات روزنامه نگاری در ایران و با چندرغاز حقوق، هنوز کم نیاوردن و می‌نویسن؟ باید توی زندان باشن چون سعی می‌کنن خبر دروغ به خورد مردم ندن؟ سعی می‌کنن حرفه‌ای‌تر از اون چیزی که در مملکت ما سال‌ها راه و روش شده، کار کنن؟ بازداشت روزنامه نگار‌ها اتفاق تازه‌ای نیست توی مملکت ما. تعدادی که از سال‌ها پیش به جرم نوشتن واقعیت‌ها توی زندان هستن و طبق حکم‌هایی که گرفتن ماه‌ها و سال‌ها باید توی زندان باشن. اگر مردم نسبت به زنداني شدن آن‌ها واکنش نشون می‌دادن شاید الان در زندان نبودن. نمی‌خوام قهرمان پروری کنم که هیچ اعتقادی بهش ندارم اما معتقدم این روزنامه نگارها انسان‌های شریفی هستند. اگر باور نمی‌کنید اسم‌ها رو توی اینترنت جست‌و‌جو کنید و گزارش‌ها و نوشته هاشون رو بخونید و ببینید چه قدر دلسوزانه دربارهٔ مردم و مشکلاتشون می‌نویسن. می‌تونستن جذب کیهان و رسالت و جمهوری و ابرار و صدا و سیما و رسانه‌هایی از این دست بشن و از حقوق و مزایا و امنیت شغلی برخوردار باشن و هر روز مشتی دروغ و دبنگ به خورد ملت بدن و برای شعور مخاطب سر سوزنی ارزش و احترام قایل نباشن. اما این کار رو نکردن و توقیف و بلاتکلیفی و حقوق‌های نصفه و نیمه و عقب افتاده رو تحمل کردن که شریف بمونن. زندان و تحمل این سختی‌ها حقشون نیست. این روزنامه نگار‌ها دربارهٔ مشکلات و گرفتاری‌های مردم سکوت نکردن؛ حقش نیست مردم در برابر زندانی شدن این دوستان سکوت کنن.

هر دو کودک نفت دارند این کجا و آن کجا

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on دسامبر 19, 2012

تصاویری از یک کلاس درس در روستایی در اردبیل و کلاس‌های درس در روستاهای دورافتادهٔ نروژ

ایران و نروژ هر دو رتبه‌های بالا در صادرات نفت و گاز دارند.

IMG_7481

IMG_7506

IMG_7500

IMG_7498

IMG_7492

IMG_7491

IMG_7489

IMG_7485

IMG_7476

IMG_7505از این نمازخانه به عنوان کلاس درس نیز استفاده می‌شود

IMG_7474

IMG_7472

کلاس درس در روستاهای نروژ؛ مثلن در روستایی در شمال نروژ بیشترین دما در تابستان به ۱۰ هم نمی‌رسد.

Lone_Klasserom

9Q_kMnLKYQCJXReju3C0FQsf3dkOZDxivukBrfcNOrnQ

3407249114

1327577719000_Klasserom_4149693978x1200r

20129101861433_3

bsEy4IPrKYn36vrTRDZDvgEFSSYahQlkZmAeLn_sP-nA (1)

klasserom_536

PrTRBOnpyZN9ijOiLAj1fgA3ANPSXIwBDoH-LNiI2Stw

عکاس عکس های مدرسه ای در استان اردبیل، دوستم حسن و منبع بیشتر عکس‌های مدرسه‌ها در روستاهای نروژ سایت http://www.nrk.no  است.

یک نیمروز بهاری با همسایهٔ مستأجر در پاریس

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on دسامبر 3, 2012

390232_4839474225683_1375898909_n
پاریس آدم را مسخ می‌کند و به روزِ سیاهِ مستأجرِ رومن پولانسکی می‌نشاند؛ يا اگر بخواهیم کمدی نگاه کنیم به روز داستان نویس وودی آلن در «نیمه شب در پاریس» دچار می‌کند. این عکس را حدود دو سال پیش در میدان کنکورد گرفتم. در نقطه‌ای نشستم و از همین زاویه، چند فریم عکس گرفتم. من این خانم را نمی‌شناسم. با هم صحبت هم نکردیم. وارد کادر من شده و به ستونِ عکس من تکیه داده است. چند روز پیش اتفاقی عکس‌های پاریس را می‌دیدم که با این عکس روبه رو شدم. از آن روز تا امروز، هروقت کامپیوترم را روشن می‌کنم چهرهٔ این زن و نگاه خیره‌اش را می‌بینم. سپس به چشم‌هایش زُل می‌زنم. امروز متوجه شدم که در شبانه روز، لحظه‌های زیادی به چهرهٔ این زن خیره می‌شوم. در گوگل سرچ کرده و عکس‌های میدان کنکورد را از زاویه‌های مختلف دیده‌ام. به این نتیجه رسیده‌ام که این زنِ فرانسوی که بی‌خبر واردِ کادر من شده، با نگاه خیره‌اش به هیچ، تصمیم داشته مرا به روزِ سیاهِ ترلوفسکی و دختری که پیش از او آن خانه را اجاره کرده بود بنشاند.

چند جوان مسلمان نروژی برگزار کردند: تجمع گل سرخ در واکنش به فیلم ضد اسلامی «معصومیت مسلمانان»

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on سپتامبر 24, 2012

۹ جوان مسلمان نروژی با هدف اعتراض به فیلم ضد اسلامی «معصومیت مسلمانان» و با انگیزهٔ اعلام انزجار از خشونت‌های برخی مسلمانان در واکنش به این فیلم، دیروز هفتصد گل سرخ را با نامه‌هایی خطاب به همشهریان خود، در مرکز شهر استاوانگر به رهگذران هدیه دادند و به خاطر این شکل از حرکت اعتراضی، از دست عابران شیرینی گرفتند.

روزنامه آفتن بلاد نروژ ضمن انتشار خبر این رویداد، با برخی از اجراکنندگان این حرکت اعتراضی گفت‌و‌گو کرده است. قادیا البراجی ۱۹ ساله و می‌دیا عبدالنبی ۲۸ ساله، دو دختر مسلمان عراقی الاصل در گفت‌و‌گو با این روزنامه از انگیزهٔ خود و نحوهٔ برگزاری این اعتراض گفته‌اند. قادیا گفته است: «می‌خواهیم با شیوه‌ای مسالمت آمیز از حمله به اسلام جلوگیری کنیم.»
می‌دیا نیز می‌گوید: «باز هم به اسلام حمله شده است. ما با انتشار کاریکاتورهای حضرت محمد و سوزاندن قرآن روبه رو شدیم و حالا انتشار این فیلم را دیدیم. اگرچه مذهب ما مورد حمله قرار می‌گیرد اما نباید با خشونت پاسخ دهیم. وحشتناک است که برخی می‌توانند به نام خدا آدم بکشند. کلمهٔ اسلام از سلام می‌آید که به معنای صلح است.»
قادیا به خبرنگار آفتن بلاد گفته است: «بسیاری گل سرخ را پذیرفتند و عده‌ای تشکر کردند و نپذیرفتند و توضیح دادند به محل کار می‌روند یا امکان همراه داشتن گل سرخ را در این لحظه ندارند. اما آن‌ها یک نامه دریافت کردند که ما در آن احساس خود را دربارهٔ این فیلم توضیح داده‌ایم.»
نامه‌ای که مردم بعد از ظهر روز شنبه از جوانان مسلمان دریافت کردند با این جمله‌ها آغاز می‌شود: «تو یک گل سرخ از یک مسلمان دریافت کرده‌ای. من تروریست نیستم. من به طور جدی از خشونت می‌پرهیزم. از خشونت و کشتاری که به دلیل انتشار فیلم محمد در خاورمیانه رخ داده است می‌پرهیزم و معتقدم این غم انگیز است که پیامبر من با شیوه‌ای تحقیرآمیز تصویر شود.»
در این نامه بخش‌هایی از سخنان حضرت محمد نیز آمده است؛ مثل این جمله: «به همه گان خوبی کن حتا اگر آن‌ها به تو بدی می‌کنند.»
اُیستِن والین، نروژیِ سی ساله‌ای که در ۱۸ سالگی مسلمان شده و جزو برگزارکنندگان این تجمع بوده به آفتن بلاد گفته است: «مردم به ما گفتند این شیوه از اعتراض برای برخورد با این موضع بسیار مثبت بود و آن‌ها با ما موافق بودند که فیلم غیر قابل قبول است.»
عثمان چاودری مسلمان ۲۱ سالهٔ پاکستانی الاصل نیز می‌گوید: «ما خیلی از این حرکت خشنودیم و به اهداف خود دست یافتیم.»
به نوشتهٔ آفتن بلاد، ایدهٔ اصلی تجمع گل سرخ از سوی سازمان اسلامی جوانانِ اسلو طرح شده است و برخی از جوانان شهر استاوانگر نیز در همراهی با همکیشان خود در اسلو، تصمیم گرفته‌اند ساعت یک ظهر شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲ تجمع گل سرخ را برگزار کنند.

این خبر در آفتن بلاد

دیدار ملکهٔ نروژ با یک خانوادهٔ ایرانیِ مسلمان