ناخــــــانا

چند جوان مسلمان نروژی برگزار کردند: تجمع گل سرخ در واکنش به فیلم ضد اسلامی «معصومیت مسلمانان»

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on سپتامبر 24, 2012

۹ جوان مسلمان نروژی با هدف اعتراض به فیلم ضد اسلامی «معصومیت مسلمانان» و با انگیزهٔ اعلام انزجار از خشونت‌های برخی مسلمانان در واکنش به این فیلم، دیروز هفتصد گل سرخ را با نامه‌هایی خطاب به همشهریان خود، در مرکز شهر استاوانگر به رهگذران هدیه دادند و به خاطر این شکل از حرکت اعتراضی، از دست عابران شیرینی گرفتند.

روزنامه آفتن بلاد نروژ ضمن انتشار خبر این رویداد، با برخی از اجراکنندگان این حرکت اعتراضی گفت‌و‌گو کرده است. قادیا البراجی ۱۹ ساله و می‌دیا عبدالنبی ۲۸ ساله، دو دختر مسلمان عراقی الاصل در گفت‌و‌گو با این روزنامه از انگیزهٔ خود و نحوهٔ برگزاری این اعتراض گفته‌اند. قادیا گفته است: «می‌خواهیم با شیوه‌ای مسالمت آمیز از حمله به اسلام جلوگیری کنیم.»
می‌دیا نیز می‌گوید: «باز هم به اسلام حمله شده است. ما با انتشار کاریکاتورهای حضرت محمد و سوزاندن قرآن روبه رو شدیم و حالا انتشار این فیلم را دیدیم. اگرچه مذهب ما مورد حمله قرار می‌گیرد اما نباید با خشونت پاسخ دهیم. وحشتناک است که برخی می‌توانند به نام خدا آدم بکشند. کلمهٔ اسلام از سلام می‌آید که به معنای صلح است.»
قادیا به خبرنگار آفتن بلاد گفته است: «بسیاری گل سرخ را پذیرفتند و عده‌ای تشکر کردند و نپذیرفتند و توضیح دادند به محل کار می‌روند یا امکان همراه داشتن گل سرخ را در این لحظه ندارند. اما آن‌ها یک نامه دریافت کردند که ما در آن احساس خود را دربارهٔ این فیلم توضیح داده‌ایم.»
نامه‌ای که مردم بعد از ظهر روز شنبه از جوانان مسلمان دریافت کردند با این جمله‌ها آغاز می‌شود: «تو یک گل سرخ از یک مسلمان دریافت کرده‌ای. من تروریست نیستم. من به طور جدی از خشونت می‌پرهیزم. از خشونت و کشتاری که به دلیل انتشار فیلم محمد در خاورمیانه رخ داده است می‌پرهیزم و معتقدم این غم انگیز است که پیامبر من با شیوه‌ای تحقیرآمیز تصویر شود.»
در این نامه بخش‌هایی از سخنان حضرت محمد نیز آمده است؛ مثل این جمله: «به همه گان خوبی کن حتا اگر آن‌ها به تو بدی می‌کنند.»
اُیستِن والین، نروژیِ سی ساله‌ای که در ۱۸ سالگی مسلمان شده و جزو برگزارکنندگان این تجمع بوده به آفتن بلاد گفته است: «مردم به ما گفتند این شیوه از اعتراض برای برخورد با این موضع بسیار مثبت بود و آن‌ها با ما موافق بودند که فیلم غیر قابل قبول است.»
عثمان چاودری مسلمان ۲۱ سالهٔ پاکستانی الاصل نیز می‌گوید: «ما خیلی از این حرکت خشنودیم و به اهداف خود دست یافتیم.»
به نوشتهٔ آفتن بلاد، ایدهٔ اصلی تجمع گل سرخ از سوی سازمان اسلامی جوانانِ اسلو طرح شده است و برخی از جوانان شهر استاوانگر نیز در همراهی با همکیشان خود در اسلو، تصمیم گرفته‌اند ساعت یک ظهر شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲ تجمع گل سرخ را برگزار کنند.

این خبر در آفتن بلاد

دیدار ملکهٔ نروژ با یک خانوادهٔ ایرانیِ مسلمان

Advertisements

آیین یادبود کشتار زندانیان دههٔ ۶۰ در استاوانگر برگزارشد/ روایت بخشی از تاریخ سیاسی ایران در قاب‌های گل سرخ

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on سپتامبر 23, 2012

 ظهر روز شنبه در مرکز شهر استاوانگر، چشم‌های زیادی به عکس‌های قربانیان دههٔ شصتِ زندان‌های ایران خیره ماندند و تأثر در چهره‌های زیادی دیده شد. مادران و پدرانی از ملیت‌های مختلف برای فرزندانشان از روی عکس‌ها و اطلاعات، بخشی از تاریخ را توضیح دادند و زنان و مردانی دربارهٔ دههٔ شصت و زندان‌های ایران توضیح خواستند.

دیروز، ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲، آیین یادبود کشتار هزاران زندانیان سیاسیِ در دههٔ شصتِ زندان‌های ایران، در محوطه بیرونی خانهٔ فرهنگ شهر استاوانگر، جنوب غربی نروژ، برگزار شد. نمایش دادن عکس‌های برخی از زندانیان سیاسی اعدام شده در دههٔ شصت و پخش کردن دفترچه‌ای از اطلاعات دربارهٔ کشته شدگان، تدفین در گورهای دسته جمعی گورستان خاوران و وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی در آن سال‌ها، از برنامه‌های این رویداد بود.

صمد بهادری طولابی در آغوش پدرش، حسن بهادری طولابی، زندانی سیاسی که در سال ۱۳۶۰ در زندان اوین اعدام شد

در همین روز، روزنامه آفتن بلاد (Aftenbladet) ضمن انتشار خبر برگزاری این رویداد، به اعدام‌های دسته جمعی زندانیان سیاسی در ایران در تابستان ۱۹۸۸ اشاره کرد و نوشت: «تمامی اعدام شده گان از گروه‌های اپوزیسیون بودند و به فتوای آیت الله خمینی، بزرگ‌ترین رهبر سیاسی وقت در ایران، به جرم محاربه با اسلام به اعدام محکوم شدند و پیکر بسیاری از این اعدام شده‌ها، توسط نیروهای شبه نظامی ناپدید شد. سازمان عفو بین الملل، اعدام حدود ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ تن را در این تابستان در ایران گزارش می‌کند. کسانی که برای گرامی داشت یاد این قربانیان به گورستان می‌روند یا برای آن‌ها در خانه‌های خود آیین یادبود برگزار می‌کنند نیز توسط سرویس‌های اطلاعاتی دستگیر می‌شوند.»
این روزنامه در ادامه می‌نویسد: «صمد بهادری طولابی که این تجمع را سازماندهی کرده فرزند یکی از این کشته شده گان است. پدراو [محمدحسن بهادری طولابی از اعضای سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران] در سال ۱۹۸۲ به جرم انتشار نشریه و چاپ مقاله‌هایی علیه حکومت دستگیر و تیرباران شد.»
این روزنامه همچنین با میان تیر «بازار اعدام در ایران همچنان گرم است» به اعدام برخی زندانیان در ایران در سال‌های اخیر اشاره کرد. حکم اعدام برای وبلاگ نویسان، حکم اعدام برای زندانیان زیر سن قانونی و حکم سنگسار از دیگر موارد نقض حقوق بشر در ایران بود که به بهانه برگزاری این آیین مورد توجه و اشاره نویسنده این مقالهٔ در روزنامهٔ آفتن بلاد قرار گرفت.

گزارش تصویری این رویداد:

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

کلیپی از این رویداد را اینجا می‌توانید ببینید

گروهی از ایرانیان ساکن نروژ برگزار می‌کنند: یادبود کشتار هزاران زندانی سیاسی در ایران

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on سپتامبر 17, 2012

آیین یادبود کشتار هزاران زندانی سیاسی در دههٔ شصت و در زندان‌های ایران روز شنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۲ در مرکز شهر استاوانگر، جنوب نروژ برگزار می‌شود.

در این آیین ضمن یادآوری کشتار زندانیان سیاسی بین سال‌های ۶۰ و ۶۷، دفترچه‌ای به زبان نروژی بین مخاطبان نروژی زبان پخش خواهد شد که در آن اطلاعاتی دربارهٔ جانباختگان، تدفین در گورهای دسته جمعی گورستان خاوران و وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی در آن سال‌ها گردآوری شده است.
هدف از انتشار این دفترچه به زبان نروژی، دادن تصویر روشنی از شرایط فعالان سیاسی و قربانیان زندان‌های ایران در دههٔ شصت عنوان شده است.
برپایی نمایشگاه عکس خیابانی از دیگر برنامه‌های این آیین یادبود است. این نمایشگاه عکس‌هایی از جانباختگان، گورستان خاوران و خانواده‌های قربانی بر مزار فرزندانشان و نیز صحنه‌هایی از اعدام‌های دههٔ شصت را در بر می‌گیرد.
در فراخوانی که ویژهٔ این مراسم منتشر شده آمده است: «روز‌های آخر تابستان، یادآور کشتار زندانیان سیاسی در ایران است. کشتاری که البته به تابستان ۱۳۶۷ منحصر نیست و به عنوان ابزار سرکوبِ صدای مخالف در طول حیات جمهوری اسلامی استفاده شده و زخم‌های بی‌شماری بر جای گذاشته است. در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ زخم‌ها از پی هم فرود آمده‌اند، مادران و پدران بسیاری در طول این سال‌ها به داغ چندین فرزند خود نشسته‌اند و کودکانی به داغ پدر و مادر خود.»
این آیین از ساعت ۱۲ تا ۱۳ روز شنبه ۲۲ سپتامبر روبه روی خانهٔ فرهنگ شهر استاوانگر برگزار خواهد شد.

طراح پوستر: علی چکاو

سرکوب و اعدام در موزه‌های نروژ و زندان‌های ایران

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on سپتامبر 17, 2012


می‌گفت یکی از اجداد همسرش را به جرم جادوگری در میدان اسلو سوزانده‌اند. این طور تحلیل می‌کرد جدهٔ همسرش، زنی شجاع بود که بدون ترس، افکار خود را بیان می‌کرد و از نظر زورگویان آن زمان گنده‌تر از دهانش حرف می‌زد. پرسیدم چه سالی. گفت یکی از روزهای قرن شانزدهم.
چهارصد سال پیش زن‌های زیادی را در اروپا به جرم جادوگری سوزانده‌اند. نه اینکه همهٔ آن‌ها جادوگر بودند بلکه صفت جادوگری به افرادی داده می‌شد که افکار و عقایدشان با بیشتر انسان‌های آن روزگار فرق داشت و این افکار را به زبان می‌آوردند. در مطلبی به نروژی خواندم در آن روزگار در فرهنگ عامهٔ مردم، بین زن عاقل و زن جادوگر به سختی تمیز داده می‌شد. گویا جرم جادوگری چیزی بود مثل جرم اقدام علیه امنیت ملی که امروز در ایران به خیلی از زندانیان سیاسی و عقیدتی نسبت داده می‌شود.
از این عجیب‌تر تابلوی نقاشی‌ای بود که چندی پیش در یکی از موزه‌های شهر استاوانگر دیدم. زنی با چهره‌ای از از استیصال مچاله شده روبه روی آتش ایستاده بود و مردانی بازوهای او را گرفته بودند و خیلی‌ها تماشایش می‌کردند. دوست نروژی می‌گفت این نقاشی مربوط به سیصد سال پیش و همین میدان اصلی شهر است. می‌گفت این زنِ قابله که در نقاشی هنوز سالم است تا چند لحظهٔ دیگر در زبانه‌های آتش می‌سوزد و خاکستر می‌شود. شاید در ارتباط با علم پزشکی و به دنیا آوردن نوزادان، به نتایج تازه‌ای رسیده و افکار خود را با صدای بلند مطرح کرده بود.
این اوضاع سیصد سال پیشِ نروژ و شهر‌هایش بود. امروز تو برو وسط میدان مرکزی شهر استاوانگر یا اسلو بنشین یا دراز بکش و فکرهای خود را با صدای بلند فریاد بزن؛ درست‌‌ همان مکان‌هایی که سیصد سال پیش زنان زیادی و مردان معدودی سوزانده شده‌اند. آن قدر فریاد بزن که حنجره‌ات پاره شود. خدا و انسان و دین و طبیعت و علم و همه چیز را به چند و چون بکش. یکی از اهالی استاوانگر کتاب‌هایی ضد دین نوشته بود و دربارهٔ همهٔ ادیان چراهایی مطرح کرده بود. روزنامه‌ای دربارهٔ او و تفکراتش نوشت و افزود که فلان روز در مرکز شهر به پرسش‌های مخالفانش پاسخ خواهد داد. اغلب مردم نروژ، مذهبی‌اند. بسیاری اندیشه‌های او را نمی‌توانند بپذیرند و خودش معتقد است پشت سرش پچ پچه زیاد است. در هر حال رفت و ایستاد و کتاب‌هایش را روی میزی چید و از تفکراتش دفاع کرد. این همه تغییر در عرض سیصد سال برای من شگفت انگیز است.
ما در تاریخ خود نمونه‌های سوزاندن و حلق آویز کردن و مثله کردن و شمع آجین کردن زیاد داریم. در حدود هزار سال پیش و در فاصلهٔ سیصد سال چندین نمونه از اعدام سیاسی در تاریخ ایران ثبت شده است. از به دار آویختن و مثله کردن و سوزاندن حلاج تا به دار آویختن حسنک وزیر و شمع آجین کردن و سوزاندن عین القضات. در‌‌ همان سال‌ها شهاب الدین سهروردی نیز به خاطر عقاید خود در زندان بود و در‌‌ همان زندان هم از دنیا رفت.
در حدود صد سال پیش از سیدجمال الدین اسدآبادی که در تبعید کشته شد تا عارف قزوینی که در تبعید مرد. از میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل که به دستور محمد علی شاه در باغ شاه اعدام شد تا میرزادهٔ عشقی که در خانه‌اش ترور شد و فرخی یزدی که در زندان مسموم شد و درگذشت.
همین بیست سال پیش از هزاران زندانی سیاسی که به شیوه‌های مختلف اعدام شدند تا امروز و صد‌ها زندانی سیاسی، از فعال سیاسی تا روزنامه نگار که روز‌ها و هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌های خود را در زندان می‌گذرانند. از زندانیانی که در همین روزگار ما اعدام می‌شوند تا هدی صابر که به خاطر حرف زدن و نوشتن، روزگار بیمار خود را در زندان گذراند و سال گذشته در زندان درگذشت. از زوج‌های روزنامه نگار، بهمن احمدی امویی و ژیلا بنی یعقوب؛ مسعود باستانی و مهسا امرآبادی، تا شیوا نظرآهاری و سایر فعالان حقوق بشر که تنها به خاطر ابراز عقیده و دفاع از حقوق انسان‌ها، جوانی خود را در زندان پیر می‌کنند و نمی‌دانند چه وقت قرار است این حال استمراری به گذشتهٔ دورِ روی دیوار موزه‌ها و توی کتاب‌ها و فیلم‌ها تبدیل شود.