ناخــــــانا

آه استانبول

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on اوت 21, 2012

 

اصفهان نصف جهان است
استانبول همهٔ منظومهٔ شمسی

عکس: دریای مرمره و در دوردست مسجد ایاصوفیه و عمارت تُپ کاپی

Advertisements

مرگِ روانپزشک در بازگشت از مناطق زلزله زده در یک تصادف رانندگی

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on اوت 21, 2012
وبلاگ نویسان آذربایجان از جان باختن یک روانپزشک در حادثهٔ رانندگی در مسیر بازگشت از مناطق زلزله زده خبر داده‌اند.
امیرمحمد رحمان‌پور کوچه، دکترای روانپزشکی از دانشگاه «اِزمیر» ترکیه و مؤسس «جمعیت خیریهٔ قلب‌های سبز» در تبریز، ظهر دوشنبه سی مرداد در راه بازگشت از روستای زلزله زدهٔ «عباس آباد خواجه» به سمت اهر در یک تصادف رانندگی درگذشت.

در این حادثه که بر اثر برخورد یک آمبولانس با یک پژو رخ داد هفت تن کشته و شش تن زخمی شدند.
این تصادف به علت تلاش رانندهٔ یک پراید برای سبقت غیر مجاز از آمبولانس «اورژانس اجتماعی» و برخورد این آمبولانس با یک پژو اتفاق افتاد و گویا دکتر رحمان‌پور، از سرنشینان پژو بود.
به نوشتهٔ وبلاگ نویسان آذربایجان، رحمان‌پور کوچه در روزهای اخیر در مناطق زلزله زدهٔ قره داغ حضور داشت.
در شش ماه نخست امسال ۱۲ هزار و ۲۸۶ تن در تصادفات جاده یی جان باخته و ۱۵۲ هزار و ۹۹۴ تن نیز مجروح شده‌اند.
عکس این لینک، امیرمحمد رحمان‌پور کوچه را در میان کودکان زلزله زدهٔ عباس آباد خواجه، ساعت‌هایی پیش از حادثهٔ رانندگی، نشان می‌دهد.

عزاداران بَیَلِ روزگارِ ما

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on اوت 15, 2012


«عزاداران بَیَل» مجموعه داستانی ست که زمینهٔ خلق فیلمِ «گاو» ِ داریوش مهرجویی شد. غلامحسین ساعدی که بار‌ها به روستاهای آذربایجان سفر کرده و با مردم این روستا‌ها زندگی کرده بود این مجموعه داستان را با الهام از روستاهای آذربایج

ان، از جمله روستاهای کلیبر که در زلزلهٔ اخیر نیز آسیب دیده‌اند، نوشت و جهان فقیر و محروم مردم این روستا‌ها را در روستای بَیَلِ داستانش به تصویر کشید. «عزاداران بَیَل» سال ۱۳۴۳ منتشر و فیلم گاو سال ۱۳۴۸ ساخته شد، اما در روستاهای زلزله زدهٔ عکس‌های این روز‌ها، چه با خاک یکسان شده چه نشده باشند،‌‌ همان بَیَلِ چهل و هشت سالِ پیشِ غلامحسین ساعدی تصویر شده است.

بخشی از داستان «عَزادارن بَیَل»:
«دمدمه‌های غروب بود که مشدی جبار وارد بیل شد. بیلی‌ها در میدانچهٔ پشت خانهٔ مشدی صفر نشسته بودند دور هم و گپ می‌زدند.
کدخدا تا مشدی جبار را دید گفت: «یاالله مشد جبار. سفر به خیر. تو شهر چه خبر بود؟»
مشدی جبار گفت: «تو شهر خبری نبود. هیچ خبر نبود.»
مشدی بابا گفت: «پا پیاده اومدی؟»
مشدی جبار نشست کنار اسلام و در حالی که کفش‌هایش را در می‌آورد و له له می‌زد، گفت: «از لب جاده تا این‌جا، آره.»
اسلام گفت: «کی رسیدی لب جاده؟»
مشدی جبار گفت: «ظهر تازه گذشته بود.»
کدخدا گفت: «پس چرا دیر کردی؟ این همه وقتو تو راه بودی؟»
مشدی جبار گفت: «آره، وسط راه به یه چیز غریبی برخوردم و معطل شدم.»

چهل درصد ذخیرهٔ مس کشور در ورزقانِ بی‌بیمارستان

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on اوت 15, 2012

 
چهل درصد ذخیرهٔ مس کشور در معدن مس سونگونِ ورزقان قرار دارد اما این شهرستان حتا یک بیمارستان ندارد و مجروحان برای مداوا و درمان به بیمارستان‌های تبریز و اردبیل منتقل می‌شوند. احمدی‌نژاد در سفر استانی خود به ورزقان در شهریور ۸۶ به مردم این شهر ساختن بیمارستان را وعده داده بود و طرح تأسیس بیمارستان ۳۲ تخت خوابی در ورزقان تصویب شده بود، اما حالا پس از پنج سال از تصویب این طرح، مجروحان زلزلهٔ  شهرستان ورزقان باید تا بیمارستان‌های اردبیل و تبریز، چند ساعتی با مرگ مبارزه کنند. از ورزقان تا تبریز ۸۸ کیلومتر و تا اردبیل ۴۷۶ کیلومتر است.