ناخــــــانا

تک نوازی جنبش سبز در حاشیهٔ یوروویژن

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on مه 30, 2012

 تک نوازی جنبش سبز در حاشیهٔ یوروویژن

توجی (تورج) کشتکار، خوانندهٔ ایرانی – نروژی، که رسانه‌های نروژ از او با عنوان «پرنسی از پرشیا» یاد می‌کنند، در یک نشست خبری در حاشیهٔ مسابقهٔ بین المللی آواز یوروویژن ۲۰۱۲، با مچ بند سبز در برابر خبرنگارانی از سراسر جهان حاضرشد و ضمن انتقاد از نقض حقوق بشر در جمهوری آذربایجان، کشتار جوانان هم سن و سالش را در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) در خیابان‌های ایران یادآوری کرد و گفت: «حالا که صدایم به همهٔ دنیا می‌رسد ناسپاسی ست اگر از جوانان سرزمین مادری‌ام یاد نکنم که برای رسیدن به دموکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان هزینه داده‌اند.»

این خواننده، مدل و مجری برنامه‌های تلویزیونی نروژ که ۲۶ مه ۲۰۱۲، همزمان با آخرین روز مسابقه یوروویژن ۲۰۱۲، ۲۵ ساله شد از میان صد‌ها خوانندهٔ نروژی، به عنوان نمایندهٔ نروژ در این مسابقه انتخاب شده بود و در روزهای برگزاری مسابقه، در حالی از نقض حقوق بشر در ایران و آذربایجان انتقاد کرد که طبق قوانین این مسابقهٔ قدیمی، نباید از سیاست سخن می‌گفت و به قول خبرنگار شبکهٔ نروژی اِن.آر.کِی این مسابقه را سیاسی می‌کرد. اما او حرف‌هایش را در گفت‌و‌گوی اختصاصی با همین شبکه تکرار کرد و گفت: «وقتی من چیزهایی می‌بینم که اشتباه است باید دربارهٔ آن صحبت کنم و نمی‌توانم بایستم و فقط تماشاگر باشم.»

به گزارش رسانه‌های نروژ، توجی در حاشیهٔ یوروویژن از نقض حقوق بشر و سرکوب فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در جمهوری آذربایجان نیز انتقاد کرده بود. وقتی خبرنگار NRK از توجی دربارهٔ احساس مادرش از این فعالیت سیاسی می‌پرسد، می‌شنود: «او حالا احتمالن کمی می‌ترسد. مادرم روی من حساس است و خوبی مرا می‌خواهد. اما ما بسیار به هم شبیهیم و می‌داند که من نمی‌توانم در این مورد سکوت کنم. مردم دنیا باید بدانند چه اتفاقی افتاده است. در ایران جوانان به خاطر چیزهایی کشته شده، به زندان افتاده و سرکوب شده‌اند که در نروژ به ما داده شده است. بنابراین من می‌توانم با بستن این مچ بند، در یک حرکت نمادین هرچند کوچک، حمایت خودم را از جوانان در ایران نشان دهم.»

او در نشست خبری نیز در پاسخ به یک خبرنگار که دربارهٔ مچ بند سبز او توضیح خواسته بود گفت: «وقتی من یک ساله بودم خانواده‌ام مجبور شدند ایران را با هرچه که صاحبش و عاشقش بودند ترک کنند و در نروژ پناهندهٔ سیاسی شوند. آن‌ها به سختی و به شکل قاچاق مرز را رد کردند. آن‌ها می‌خواستند ما در محیطی رشد کنیم که در آن دموکراسی، برابری و آزادی بیان وجود داشته باشد و ارزش‌های انسانی محترم باشند. بنابراین اگر من از کسانی حرف نزنم که به خاطر رسیدن به این ارزش‌ها کشته یا سرکوب شده‌اند ناسپاسی خواهد بود. من با بستن این مچ بند می‌خواهم ارزش‌های آن‌ها را به اشتراک بگذارم. دموکراسی، آزادی و برابری باید برای همه باشد. برای همهٔ کشور‌ها.» وقتی توجی این سخنان را می‌گفت دست خود را بالا برده بود تا همه مچ بند سبز او را با عبارت «ایران آزاد» ببینند و پس از تمام شدن این بخش از حرف‌هایش، از سوی خبرنگاران حاضر در نشست، تشویق شد.

این هنرمند جوان، که با توجه به شبکه‌های مجازی و نظرات مخاطبان در وب سایت‌های نروژی پرطرفدار به نظر می‌رسد، دلایل بستن مچ بند سبز را این طور توضیح می‌دهد: «من ده سال است به دلایل سیاسی نتوانسته‌ام به ایران سفر کنم. به همین دلیل در آذربایجان خودم را به ایران خیلی نزدیک احساس کردم. اینجا به من یادآوری کرد از کجا آمده‌ام. ریشه‌های فارسی من باعث می‌شود این احساس را داشته باشم.»NRK نوشته است مادر توجی، لیلی بنده‌ای، در سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان «من از ایران می‌آیم» منتشر کرده و در آن از فراز و فرودهای سیاسی کشورش نوشته است و به همین دلیل آن‌ها نمی‌توانند به ایران سفر کنند. به نظر می‌رسد آوازخوان و مدل بودن این جوان نیز دلایل دیگری  برای جلوگیری از ورود او به زادگاهش باشند.

در فیلمی که از نشست خبری توجی منتشر شده است او به زادگاهش شیراز نیز اشاره می‌کند و در بخشی از نشست، با یک خبرنگار ایرانی الاصل چند لحظه‌ای فارسی حرف می‌زنند. همچنین به درخواست یک خبرنگار آلمانی دو بند از ترانهٔ «باور کن» گوگوش را به فارسی می‌خواند.

فیلمی از نشست خبری توجی:
http://www.youtube.com/watch?v=L6sOCmbZozU&feature=player_embedded#!

گزارش تصویری از حضور او در یورو ویژن 2012

ترانهٔ توجی در مسابقهٔ یوروویژن ۲۰۱۲:

http://www.youtube.com/watch?NR=1&v=9kZI6loqlaQ&feature=endscreen

لینک های فارسی در ارتباط با توجی کشتکار:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%88%D8%AC%DB%8C

http://javadmontazeri.blogspot.com/2012/05/foto-tore-meek-ntb-scanpix.html

منابع نروژی خبر:

http://www.abcnyheter.no/nyheter/2012/05/20/tooji-kritiserte-regimet-i-iran

http://www.nrk.no/programmer/tv/melodi_grand_prix/1.8145233

http://www.nrk.no/programmer/tv/melodi_grand_prix/1.7898718

Advertisements

«انگار من آنجا نبودم»*

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on مه 20, 2012

«انگار من آنجا نبودم»*

در هر جنگی برخی تجاوز می‌کنند. به برخی تجاوز می‌شود. برخی این را می‌فهمند و داغ این آگاهی روی جسم و جانشان حک می‌شود. این فهمیدگان، یا از تجاوزشدگان تیمارداری می‌کنند یا ظلم را می‌نویسند یا به تصویر می‌کشند. برخی این نوشته‌ها یا این تصویر‌ها را می‌خوانند و می‌بینند و می‌شنوند و متأثر می‌شوند. برخی دیگر این همه توحش را باور نمی‌کنند و می‌پندارند افسانه‌ای بیش نیست. بی‌شماری نمی‌خوانند و نمی‌بینند و نمی‌فهمند. مرز‌ها به هم می‌خورد و نقش‌ها جابه جا می‌شود و باز جنگی و متجاوزی و مظلومی. این روند در هر دوره‌ای از تاریخ و در هر جنگی تکرار شده است. فرقی هم نمی‌کند که طرفِ متجاوز، از کشور همسایه باشد یا از شهر همسایه یا همسایهٔ دیوار به دیوار.

* عنوان فیلمی از خوانیتا ویلسون دربارهٔ جنگ داخلی بوسنی و تجاوز به زنان بوسنیایی در اردوگاه‌های صرب‌ها

جمع آوری امضا در شهر استاوانگر در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران

Posted in دسته‌بندی نشده by لیلا ملک محمدی on مه 2, 2012

 جمع آوری امضا در شهر استاوانگر در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

سازمان عفو بین الملل در جنوب نروژ، شنبه ۲۸ آوریل ۹ اردیبهشت، در مخالفت با دستگیری‌های فعالان سیاسی، روزنامه نگاران، دانشجویان و وکلا در ایران، ازجمله نسرین ستوده، در شهر استاوانگر به جمع آوری امضا اقدام کرد. اعتراض به اعدام و شکنجه در زندان‌های ایران و همبستگی با فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران از اهداف دیگر این تجمع و جمع آوری امضا بود. عکس‌های این حرکت را در بالا می‌بینید و دو فیلم از این اتفاق را نیز اینجا، برای کسانی که علاقه دارند ببینند، می‌گذارم.

http://www.youtube.com/watch?v=BXEH0Yaxzwc&list=UUqA2uVuh3LgHcXvDW8zQqhQ&index=1&feature=plcp

http://www.youtube.com/watch?v=XpVvnVLMBvE&feature=autoplay&list=UUqA2uVuh3LgHcXvDW8zQqhQ&playnext=1