ناخــــــانا

چرا به جامه در نمي‌آيي تا دلم قرص شود

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on فوریه 23, 2009

با کدام فعل حرام بعيد صرف مي‌شوي

که به هيچ مِي التزام نمي‌کني؟

پنجره‌ها براي تو کف مي‌زنند در هلهله‌ي باد

چرا به جامه در نمي‌آيي تا دلم قرص شود

                                                       ماه پاپتي؟

ستاره‌ها را به موهاي تو سنجاق کرده خدا

با اين همه دلواپسي به کجا مي‌روي؟

مشاطه‌ات کجاست؟

                                                                                    مهدي اورند

Advertisements

پنج‌شنبه؛ ميعاد نقاشان و عکاسان براي خاطر عزيز ِ شهرام شيدايي

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on فوریه 15, 2009

گروهي از نقاشان و عکاسان، پنج‌‌شنبه يکم اسفند در گالري طراحان آزاد دور هم جمع مي‌شوند و تعدادي از آثار خود را به نفع شهرام شيدايي به فروش مي‌گذارند. اردشير رستمي و حسن سربخشيان امروز براي به نمايش گذاشتن آثارشان اعلام آمادگي کرده‌اند. از هنرمندان ديگري که در اين نمايشگاه حضور خواهندداشت مي‌توانم رضا هدايت، وحید چمانی، احمد خلیلی‌فر، بهرام دبیری، لی‌لی درخشانی، مهدی سحابی، رزیتا شرف‌جهان، عربعلی شروه، کیوان عسگری، نصرالله کسراییان، معصومه مظفری، حسن موریذی‌نژاد، احمد وکیلی، علي اتحاد، معصومه بختياري، علي ذاکري و ترانه صادقيان را نام ببرم. حميد خندان، خواننده پاپ نيز تصميم دارد تعدادي از آلبوم‌هاي خود را با امضاي خود به نفع شيدايي به فروش برساند. در گردهمايي روز پنج‌شنبه قرار است کتاب‌هاي شيدايي با امضاي شاعر به فروش برسد.

اشخاصي که شعرهاي شيدايي را خوانده‌اند يا نخوانده‌اند ولي مي‌دانند که او شاعر است مي‌توانند براي کمک به اين شاعر روز يادشده از ساعت 14 تا 21 به گالری طراحان آزاد واقع در انتهای فتحی شقاقی، میدان سلماس، پلاک پنج مراجعه کنند.

شهرام شيدايي زير تيغ جراحي ست http://www.omidnews.ir/d_1387.asp?id=60118

مدير انتشارات کلاغ سفيد: نويسنده در ايران حق بيمارشدن ندارد http://omidnews.ir/d_1387.asp?id=60156

مجيد تيموري: سال‌ها بايد بگذرد تا کسي مثل شيدايي بيايد http://omidnews.ir/dindex.asp?id=38411

اعلام آمادگي اردشير رستمي، حسن سربخشيان و حميد خندان براي فروش آثارشان به نفع شيدايي http://omidnews.ir/dindex.asp?id=38420

رزيتا شرف‌جهان: حمايت از هنرمند کار مسوولان فرهنگي‌ست http://www.omidnews.ir/dindex.asp?id=38434

اعلام آمادگي فرهاد قائميان، ماني رهنما، امير تاجيک و فريبا وفي براي کمک به شهرام شيدايي http://www.omidnews.ir/dindex.asp?id=38503

آيدين فرنگي عزيز نيز از زمان بستري شدن شيدايي در بيمارستان، وبلاگ خود را به خبرهاي اين شاعر اختصاص داده است http://aynev.blogfa.com/

پيكر زنده ياد منوچهر احترامي تشييع شد/گوري در قطعه هنرمندان سهم نويسندگان ايران از زندگي

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on فوریه 13, 2009

d985d986d988da86d987d8b1-d8a7d8add8aad8b1d8a7d985db8c

«منوچهر احترامي» خالق «ده شلمرود» در گفت وگویی که آبان 87 با مرکز خبری امید داشت گفته بود: 67 سال دارم ولي هنوز از امكانات بيمه و بازنشستگي برخوردار نيستم. نويسنده‌هاي ما اغلب در اين سن يا مرده‌اند يا بدون بهره مندي از تسهيلات دولتي، خانه‌نشين شده‌اند. گويا مسوولان ما منتظرند تا شاعر يا نويسنده اي بميرد و پس از تأييدکردن اديب بودن او، امتياز گوري را در قطعه هنرمندان به وي اختصاص دهند.

گفت وگوی مرکز خبری امید با منوچهر احترامی

ساعت مريض شهرام شيدايي به دقت درد مي‌کشد/ شاعر زير تيغ جراحي به فکر هزينه‌هاي درمان است

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on فوریه 11, 2009

d8b4d987d8b1d8a7d985-d8b4d98ad8afd8a7d98ad98a

روحي افسر، مدير انتشارات کلاغ سفيد، که از صبح امروز همراه چند دوست ديگر شهرام شيدايي با حضور در بيمارستان کسراي تهران، لحظه به لحظه در جريان عمل جراحي اين شاعر قرار مي‌گيرند، از مشکلات مالي شيدايي پس از درگير شدن با بيماري خبر داد و گفت: به قول يکي از دوستان نويسنده در ايران حق ندارد بيمار شود. 

او گفت: با وجود بهره‌مندي شهرام شيدايي از بيمه تأمين اجتماعي هنرمندان، هزينه عمل جراحي او و شيمي‌درماني‌هاي پس از عمل به 30ميليون تومان مي‌رسد که در ظاهر بيمه تنها 30 درصد هزينه‌ها را پرداخت خواهد کرد.

به گفته مدير انتشارات کلاغ سفيد، شيدايي چند ماه بود که در ناحيه مري احساس ناراحتي مي‌کرد و به چند پزشک نيز مراجعه کرده بود اما به دليل بالا بودين ويزيت پزشکان متخصص، جرأت مراجعه به پزشک متخصص را نداشت و سرانجام ناچار شد 500هزارتومان هزينه کند و نزد پزشکي متخصص رود و از نوع بيماري خود مطلع شود.

افسر با اشاره به اين‌که نويسنده در کشور ما هيچگونه امنيت مالي ندارد و با توجه به اين شرايط، نبايد بيمار شود گفت: اگر شهرام امنيت مالي داشت و از هزينه‌هاي بالاي درمان نمي‌ترسيد زودتر از اين‌ها مداوا را شروع مي‌کرد و کارش به اين‌جا نمي‌کشيد. فقط براي آندوسکوپي 500هزارتومان هزينه کرد و اين پول هم براي او خيلي بود. امروز هم هر کدام از دوستانش مبلغي پول گذاشته‌اند تا کارهاي عمل او پيش رود تا بعد ببينيم بايد چه کنيم. او تا دقايقي پيش از شروع عمل نيز دغدغه‌ي هزينه‌هاي عمل را داشت و مي‌داند که دوره درمان او يک سال طول خواهد کشيد.

او همچنين از طرح گالري طراحان آزاد در جمع‌آوري کمک‌هاي مالي براي هزينه‌هاي درماني شيدايي خبر داد. در اين طرح قرار است برخی از عکاسان و نقاشان مطرح ایران روز پنجشنبه، اول اسفند از ساعت ۱۴ تا ۲۰ در گالری طراحان آزاد تهران آثاری را برای کمک به تأمین هزینه‌های سنگین عمل و بیمارستان شهرام به معرض فروش بگذارند. در همین گالری مجموعه شعرهای شهرام شیدایی، «خندیدن در خانه‌ای که می‌سوخت» نیز با امضای شاعر به فروش خواهد رسید.

گالری طراحان آزاد در انتهای خيابان فتحی شقاقی، میدان سلماس، پلاک پنج واقع است.
شهرام شيدايي که به بيماري سرطان مري مبتلا شده است صبح امروز زير تيغ جراحي رفته و هنوز در اتاق عمل است.
 

 

شعري از شهرام شيدايي؛

 

نیاز به یک کلمه دارم

               کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد

 

من مثل ساعتی مریضم

                             و به دقت درد می کشم

سکوت تانکی است

                  که بر زمین فکرهایم می چرخد و

                                                     علامت می گذارد

از روی همین علامت ها دکتر

                        نقشه ی جغرافیایی روحم را روی میز می کشد

                و با تاثر دست بر علامت ها می گذارد :

                                                 – چه چاله های عمیقی !

ناگهان نقشه نفس می کشد

                       میز تکان می خورد

       و دکتر فریاد : جنگ جهانی …

        و تماشاچی ها کف می زنند .

 نیچه گوشه ای در گوش کسی زمزمه می کرد :

                                                         – من راننده ی یک تانکم .

 

 

جهنم آرام نويسنده‌هاي فرانسوي‌زبان

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on فوریه 9, 2009

 d8a7d8a8d988d8a7d984d8add8b3d986-d986d8acd981d98a

من اگر خواننده پروپاقرص داستان‌هاي کوتاه باشم به خودم توصيه مي‌کنم همه‌ي داستان‌هاي کتاب «بيست و يک داستان از نويسندگان معاصر فرانسه» را بخوانم. من که سعي مي‌کنم خواننده‌ي پروپاقرص داستان‌هاي کوتاه باشم، به توصيه‌ي خود عمل کرده و تا کنون بيش از نيمي از داستان‌هاي اين کتاب را خوانده‌ام و سليقه ابولحسن نجفي در انتخاب داستان‌هاي فرانسوي‌زبانان و ترجمه بي‌نقص اين مترجم، شگفت‌زده‌ام کرده است. من که اکنون هم مخاطب پروپاقرص داستان‌هاي کوتاهم و هم شگفت‌زده، به خودم پيشنهاد مي‌دهم ديگربار داستان‌هاي «بد نيستم، شما چطوريد؟» اثر کلود روا، «پالاس هتل تاناتوس» نوشته‌ي آندره موروا و «مورمور» اثر بوريس ويان  ـ البته در ميان چند داستاني که من از اين مجموعه خوانده‌ام ـ را بخوانم و باز شگفت‌زده‌تر از پيش شوم. من اگر جاي شما بودم همين اکنون اين کتاب را يا مي‌خريدم، يا مي‌دزديدم، يا از دوستي قرض مي‌گرفتم و اين سه داستان را پيش از داستان‌هاي ديگر مي‌خواندم. من اين کتاب را به آن دوست بخشنده پس نخواهم داد.  

داستان «مور مور» اين‌گون تمام مي‌شود:

«همين‌طور روي مين ايستاده‌ام. امروز صبح گروه ما راه افتاد و من طبق معمول آخر صف بودم. همه از کنار مين رد شدند، ولي من زير پام صداي تليک را شنيدم و فوري ايستادم. فقط وقتي پا را از روي مين برداريم منفجر مي‌شود. هرچه توي جيب‌هام داشتم براي ديگران پرتاب کردم و به‌اشان گفتم که بروند. حالا تنها مانده‌ام. معمولا بايد منتظر باشم که آن‌ها برگردند، ولي به‌اشان گفتم که برنگردند. البته مي‌توانم سعي کنم که خودم را پرت کنم جلو به روي شکم، ولي از اين‌که بدون پا زندگي کنم منزجرم… فقط اين دفتر را با يک مداد پيش خودم نگه داشته‌ام. قبل از اين‌که پام را بردارم آن‌ها را پرتاب مي‌کنم و حتمن بايد پام را بردارم، چون ديگر از اين جنگ ذله شده‌ام و بعدش هم پام دارد مورمور مي‌کند.»

بخشي از داستان «بد نيستم، شما چطوريد؟»:

«جهنم آرام، جهنمي که در کنار ماست، در درون ماست، آن‌جايي نيست که آدم را با گازانبر و زجرهاي گوناگون شکنجه مي‌کنند و نيز جهنم آن نيست که آدم ديگران را از بابت آزاري که به او داده‌اند يا خود را از بابت آزاري که به ديگران داده است سرزنش کند. تنها جهنم زجردهنده شايد اين باشد که آدم خود را از بابت خيري که به ديگران رسانده است سرزنش کند. زيرا رنجي که به ما رسانده‌اند قابل فراموشي‌ست و رنجي که ما به ديگران رسانده‌ايم قابل جبران است و اگر قابل جبران نباشد باري مي‌توان عقوبتش را پس داد. اما اين‌که بگويد يا به خود بگويد: من اين کار نيک را کرده‌ام و حالا پشيمانم، مسلمن بدتر از همه‌ي رنج‌هاي ديگر است.»

ژول تليه، شارل لوئي فيليپ، ژوسف کسل، ژان ژيونو، ژان کو، ميشل دئون، ژان فروستيه، رومن گاري، روژه ايکو، مارگريت يورسنار، رن ـ ـژان کلو، ژرژـ اليويه شاتورنو، اوژن يونسکو، ژيل پرو،‌آلبر کامو، آندره موروا،‌ بوريس ويان، ياموئل بکت، کلود روا، ژان پل سارتر و گابريل بلونده از نويسندگاني هستند که يک داستان آن‌ها به‌وسيله ابوالحسن نجفي ترجمه و در اين کتاب چاپ شده است.

 عکاس عکس بالا را نمي‌دانم کيست اما چهره‌ي دوست‌داشتني ثبت‌شده در عکس متعلق به استاد ابوالحسن نجفي‌ست.