ناخــــــانا

خبر اين است دل آينه در قاب شكست

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on ژانویه 25, 2009

alssss                                                                                                                              براي اين روزهاي آمنه فرخي كه از شادي تهي‌ست

برف مي‌باريد و زمين سفيد نمي‌شد. برف مي‌باريد و من بي‌تاب بودم و منتظر تا بنشيند و زمين يكدست سفيد شود و شادي‌هاي كودكانه سراغم بيايد كه نمي‌نشست و سفيد نمي‌شد و نمي‌آمد، اما اين‌كه در گوشه‌اي آرام بنشيني و از پشت پنجره‌هايي با چارچوب سبز، تلاش دانه‌هاي برف را براي سفيد كردن زمين ببيني آرام آرام تو را شاد مي‌كند. برف به خودي خود زيباست، اما مكاني كه تو در هنگام بارش در آن به سر مي‌بري بر ميزان شادماني تو تأثير مستقيم دارد؛ پس برف مي‌باريد و من از داخل عمارتي زيبا در خيابان فرشته‌ ـ از مرفه‌نشين‌ترين خيابان‌هاي تهران ـ بارش برف را مي‌ديدم و آرام بودم. ديدن آرامش‌ صورت‌هاي آدم‌هاي اين گوشه‌ي تهران در روزهاي برفي و غيربرفي ـ كه همراه با سگ از خانه‌هاي مجلل‌شان خارج مي‌شوند ـ نمي‌تواند خوشبختي آنان را به من منتقل كند اما آرامم مي‌كند و اين آرامش در محل زندگي من يا هر خيابان و كوچه‌‌ي ديگري از مناطق متوسط يا فقيرنشين به‌دست نمي‌آيد؛ همان‌جايي كه هرلحظه ممكن است بچه‌اي با لباس يا كفش پاره به چشم‌هايت زل بزند يا معتادي نشسته يا ايستاده تعادلش را از دست دهد.

برف مي‌باريد و زمين سفيد نمي‌شد و من بي‌تاب بودم و آرام؛ و با آرامشي كه برف به من مي‌بخشيد خبرها را مي‌خواندم كه نوبت به خبري رسيد كه به تو مربوط مي‌شد؛ و ناگهان دلم براي خنده‌هايت ـ كه از عمق جان بود ـ تنگ شد و ديگر نباريد.

از نبرد باز مي‌گشتم و باران ريزي مي‌باريد و آن‌قدر كم‌جان بود كه روي شيشه ماشين مي‌ماند و جاري نمي‌شد. يك لحظه تصوير زيبايي در مقابلم نقش بست؛ قطرات ريز باران روي شيشه. تعداد قطرات كه بيشتر شد جلوي ديد من را گرفت و ناچار شدم از برف‌پاك‌كن ماشين كمك بگيرم. قطره‌هاي باران، كثيفي‌هاي روي شيشه را پخش كردند و پس از چند ثانيه تصوير زيبا جاي خود را به زشتي و كثيفي داد.

آمنه‌ي عزيزم! شادي‌هاي زندگي ما مثل برف و باران ديروز، ماندگار نيست؛ كوچك است و به سرعت تمام مي‌شود و در ذهنمان نمي‌ماند، اما غم‌هايمان چنان بزرگ است كه شايد با مرگ تمام شود؛ نمي‌دانم. هرگاه يكي از دوستانم داغدار مي‌شود بيشتر به ناتواني خود پي مي‌برم. از دست من كه كاري برنمي‌آيد شايد از دست اين كلمات … شايد …

پي‌نوشت: شادترين و مهربان‌ترين دوستم پدرش را از دست داد و برادرش در كماست؛ براي برادرش دعا كنيد.

تقارن برنامه‌هاي شبكه فارسي بي‌بي‌سي با ساعت‌هاي طلايي تلويزيون ايران!

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on ژانویه 21, 2009

bbc

از آغاز به‌كار تلويزيون بي‌بي‌سي فارسي درست يك هفته مي‌گذرد و در اين يك هفته، اين تلويزيون با پخش برنامه‌هاي جذاب، بسياري از مخاطبان ساير شبكه‌ها را به خود جذب كرده است. در همين يك هفته كه بسياري از ايراني‌هاي داخل و خارج بخشي از وقت خود را صرف تماشاي اين تلويزيون كرده‌اند، مسوولان ظاهرا يا برنامه‌هاي اين تلويزيون را نديده‌اند و يا ديده‌اند و به روي مبارك خود نمي‌آورند. مثلن دو روز پيش رييس سازمان صدا و سيما گفته بود: «کارها و هزينه‌هايي نظير افتتاح شبکه تلويزيوني فارسي زبان بي‌بي‌سي هيچ‌گونه تاثيري بر نگاه عمومي مردم ايران به جامعه داخلي خودشان و نگاه جهاني ندارد؛ در واقع اضافه شدن هر شبکه ديگري هم به نظر مي‌رسد با توجه به نگاه عمومي مردم و اعتمادي که به رسانه‌هاي خود دارند هيچ فايده اي ندارد.» البته فكر كنم براي قضاوت درباره تأثيرگذاري اين شبكه بر روي مردم خيلي زود باشد. عزت‌اله ضرغامي با اشاره به هزينه هنگفتي كه صرف راه‌اندازي شبکه فارسي‌زبان بي‌بي‌سي شده است زمان پخش برنامه‌هاي اين شبكه را همزمان با ساعات طلايي تلويزيون ايران دانسته و فكر كرده است كسي در ساعات طلايي تلويزيون ايران ساير تلويزيون‌ها را نمي‌بيند. حالا اين كه درخشش كدام يك از برنامه‌هاي تلويزيون به ظاهر ملي ما چشم‌ها را خيره مي‌كند معمايي‌ست كه بايد براي كسي كه پاسخ آن را مي‌يابد جايزه‌اي طلايي در نظر گرفت.

امروز نيز وزير ارشاد فعاليت بي‌بي‌سي فارسي در ايران را غيرقانوني دانسته و گفته است: «اين شبکه به صورت غير رسمي و غيرقانوني در کشور ما فعاليت مي‌کرد و همانگونه که مسوولان وزارت اطلاعات اعلام کرده‌اند فعاليت اين شبکه در کشور مخل امنيت محسوب مي‌شود؛ چرا که طراحان اين شبکه برنامه اي خارج از جريان آزاد اطلاعات و در واقع جريان هدايت شده اطلاعات را براي ضربه‌زدن به نظام جمهوري اسلامي در دستور کار داشتند.»  صفارهرندي همچنين گفته شبكه خبري بي‌بي‌سي سابقه خوبي در ميان کشورهاي منطقه ندارد و از فعالان مطبوعاتي کشور خواسته است از هرنوع همکاري با اين شبکه خوداري کنند؛ چرا که فعاليت در اين شبكه‌ها غيرقانوني‌ست. از آقاي صفار تعجب مي‌كنم كه يك لحظه به سرنوشت خبرنگاران تلويزيون ايران كه در انگليس به سر مي‌برند فكر نكرده است.

نمي‌دانم رييس محترم صدا و سيما چگونه فكر مي‌كند برنامه‌هاي زرد صداوسيماي ما، ساعت‌هاي طلايي شهروندان را به خود اختصاص مي‌دهد. تلويزيون فارسي بي‌بي‌سي در اين يك هفته نقايصي نيز داشته كه البته در آغاز فعاليت، طبيعي به نظر مي‌رسد اما از برنامه‌هاي متنوع اين تلويزيون نمي‌شود چشم‌پوشي كرد؛ بسياري از دوستان و همكاران من و بسياري از ايراني‌ها، فيلم مستندي را كه دو شب پيش از اين تلويزيون پخش شد و به موضوع تأثير اسلام در اسپانيا مي‌پرداخت، ديده‌اند. از تلويزيون كشور ما فيلم‌هاي مستند بسياري درباره‌ي ورود اسلام به اروپا و تأثير اين دين بر معماري كشورهاي اروپايي پخش شده كه هيچ جذابيت بصري براي مخاطب نداشته‌اند. اي‌كاش مسوولان ما در اين سال‌ها به جاي اين دشمني‌ها كمي به بالا بردن سطح كيفي برنامه‌هاي فرهنگي از جمله برنامه‌هاي صدا و سيما فكر مي‌كردند.   

اي كاش اين برف را سر بازايستادن نباشد

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on ژانویه 12, 2009

من پس از مرگ، در روزهاي برفي از گور خود بيرون خواهم آمد و زير بارش برف، قدم خواهم زد. barf-11نه
این برف را
دیگر سر باز ایستادن نیست
برفی که بر ابروی و به موی ما می نشیند
تا در آستانه آیینه چنان در خویشتن نظر کنیم
که به وحشت
از بلند فریادوار گداری
به اعماق مغاک
نظر بر دوزی
باری
مگر آتش قطبی را
بر افروزی
که برق مهربان نگاهت
آفتاب را
بر پولاد خنجری می گشاید…

نه
تردیدی بر جای بنمانده است
مگر قاطعیت وجود تو…

                                                                              شعر «و حسرتي» سروده‌ي احمد شاملو

اي بي‌پدر بكوش صاحب‌پدر شوي/در مذمت طرح معاينه فني خودرو

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on ژانویه 10, 2009

اگر گذرتان به مراكز معاينه‌ي فني خودرو نيفتاده است دعا كنيد به‌زودي همه‌ي بي‌پدراني كه هر روز قوانيني جديد براي خالي كردن جيب مردم و زجر دادن قشر متوسط جامعه وضع مي‌كنند نفله شوند تا هرگز مجبور نشويد براي جريمه نشدن يا گرفتن طرح يا هر بدبختي ديگري به اين مراكز مراجعه كنيد.

به‌تازگي قانون الزام داشتن برگه و برچسب معاینه فنی برای خودروها وضع شده است.  وضع چنين قوانيني پيش از اقدام براي گرفتن برگه معاينه فني، اصولي به نظر مي‌رسد اما هنگامي كه تو با خودرويي كه نقايص فني زيادي دارد ـ نقص چراغ عقب و راهنما و دنده و سپر و … ـ هفت ساعت در صف طولاني معاينه فني انتظار مي‌كشي و وقتي نوبت به تو مي‌رسد، 8هزار و پانصد تومن مي‌پردازي و از جايگاه‌هايي كه ظاهرن براي رفع عيوب خودروي تو طراحي شده است عبور مي‌كني و در آخر، به ماشين تو نمره 20 مي‌دهند آنوقت به اين نتيجه مي‌رسي كه آقايان روزهاي پاياني سال براي پرداخت حقوق، عيدي و پاداش كاركنان خود به فكر چپاول مردم افتاده‌‌اند و به‌جاي اين‌كه خيلي محترمانه شماره حسابي را اعلام كنند و از مردم بخواهند كه اين مبلغ را به آن شماره واريز و فيشش را به اين مراكز تحويل دهند،‌ دست به كارهاي نمايشي اين‌چنيني مي‌زنند و علاوه بر پول، اعصاب و وقت مردم را نيز ضايع مي‌كنند.   

نسل‌كشي

Posted in 1 by لیلا ملک محمدی on ژانویه 3, 2009

بازی حکومت‌هاي خودگردان و خودمختار، همیشه بازی بچه‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد و خراب می‌کند. خرابکاری‌های اسراییل و فلسطین، چند روزی‌ست بازی بچه‌های غزه را به هم ریخته و به دنبال آن، خرابکاری‌های سران کشور من، باعث شده بازی‌های کودکان سرزمینم به کابوس تبدیل شود. پخش مدام تصاویری از ویرانی‌های غزه و جنازه‌ي کودکان آن، بچه‌ها را چنان درگیر کرده كه بازی را کنار گذاشته‌ و ذهن خود را معطوف سياهي‌ها كرده‌اند. پسر هفت ساله‌ي خواهرم روزی چند بار از پدر و مادر خود درباره‌ي غزه و فلسطین و اسراییل و خون و جنازه و دست و پای قطع شده و پارچه‌ي سفیدی که دور بچه‌ها پیچیده شده و گردی صورت‌های توی پارچه‌ها و تشابه کفن و چادر و تفاوت هواپیمای جنگنده و تانک و سرعت و قدرت موشک و خمپاره می‌پرسد و پس از هر پرسش، كلمه‌ي جنگ را مي‌شنود.

 

کودک غزه ناگزیر شده پاسخ بسیاری از این پرسش‌ها را بداند اما آیا کودک سرزمین من نیز مجبور است که در ذهن خود پرسش‌های بالا را بپروراند؟ آیا من مجبورم هر روز پرسش‌هایی درباره دلایل پشتیبانی حکومت کشورم از فلسطین در ذهن خود طرح کنم و به پاسخ نرسم؟  این حمایت به خاطر نوع‌دوستی و مسلمان بودن فلسطینیان است یا بزرگان سرگرم بازی‌های پیچیده خود هستند؟ اگر مسئله، نوع‌دوستی و بشردوستی‌ست که هر روزه در بسیاری از کشورها ـ به ویژه کشورهای آفریقایی ـ کودکان بی‌شماری به‌دليل فقر یا دعواهای قومی یا نژادپرستی و … جان خود را از دست می‌دهند و خبرهای آن از رسانه‌های ایران یا پخش نمی‌شود یا آن قدر گذرا مطرح می‌شود که هیچ ذهنی را درگیر نمی‌کند. اگر این حمایت پررنگ، به دلیل مسلمان بودن فلسطینیان است که ما هنوز در تعامل درست با اهل سنت کشور خودمان درمانده‌ایم چه رسد به حمایت و تعامل با سنیان کشورهای عرب. واقعن پشت پرده این بازی‌های کثیف چه چیزی پنهان است که نه گذاشت من و دوستانم بازی‌های دوران کودکی خود را تمام کنیم و نه به کودکان امروز مجال بازی می‌دهد. حكومت‌ها خودمختارند و ما هر روز كودكان مرده به دنيا مي‌آوريم.

 

 

«جایی پا گذاشته‌ای‌
که به جای نام
داغ بر پیشانی کودکان می‌گذارند
تنها منم
که داغ کودکی‌ام را به دلم گذاشته‌اند» بخشي از شعر «باراني» سروده بهزاد زرين‌پور

 

پي‌نوشت: هنوز از ارسال پيام تبريك محمود احمدي‌نژاد به باراك اوباما يك ماه نگذشته است كه نمازگزاران نماز جمعه در شهرهاي مختلف، روز گذشته شعار مرگ بر آمريكا سر دادند!