ناخــــــانا

روزنوشت

نقش ۲۰۰ ساله‌ی هنرمندان و نویسندگان نروژ در رسیدن به برابری زن و مرد

نه. آسمان عاطفه ندارد

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست*

خانه از پای‌بست ویران بود

کم می‌شویم از گلدان‌ها اما تمام نمی‌شویم

یک نیمروز بهاری با همسایهٔ مستأجر در پاریس

سرکوب و اعدام در موزه‌های نروژ و زندان‌های ایران

آه استانبول

در باب مزایا و معایب خانه به دوشی

روزگار بر وفق مراد نیست
سال 88؛ سال افتخارآفرینان بی نشان
حرامیان و ماه حرام
ای وطن! مادرت بمیرد
ای کاش شیراز را می‌شد با خود همه‌جا برد
واي به‌روزي كه كودك امروز بزرگ شود!
نفرین بر دهانی که در پوستین خلق افتد
ما آسیب پذیرترینیم
اگر جوياي نيروي کار مستعد و کوشا هستيد اين پست را بخوانيد اگر نيستيد هم بخوانيد
تصويري از کشور من
آقاي افشاري عزيز! اگه نمي مردين حالا توي اوين بودين
خبر اين است دل آينه در قاب شكست
اي بي‌پدر بكوش صاحب‌پدر شوي/در مذمت طرح معاينه فني خودرو
نسل‌كشي
تفاوت من و مادرم
ما بي‌خاطره زندگانيم يا خاطره‌ي غم‌انگيز درياچه‌ي اروميه
مباش غره که از تو بزرگ‌تر دیدم
تهران در باران چه قدر زیباست آقا؟
خدايا! كِي حق‌التحريرها را مي‌دهي؟ پس كِي؟
دست روی دل پیاده‌روهای غمگین نگذار
بازی های نکرده و نیمکت های سه نفره ی کلاس های پرورشی
من و این همه خوشبختی؟ محاله!
هنرمند ِ این سرزمین پیش از آنکه بمیرد، می میرد
زمان از غروب گذشته بود
تفاوت خبرگزاری فارس با مدینه‌ی فاضله‌ی افلاطون
زندگي فروغ و اسطوره گمنامش
بال‌هایم را می‌شکنم به خاطر زن بودنم
گله دارم از دست اتفاق ِ بی‌پدر
به صحرای دل بی‌حاصل من گیاه ناامیدی هم نروید
زيباترين اثرت را با لب هايت خلق كن
یه وجب خاک سهم ِ کوثر برادران
یه وجب خاک مال من هر چی می‌کارم مال تو
عکس‌هایی از کبودی‌های مسجد کبود و ماجرای عشق صالحه به مانایی
صفورا مرد
محمد آقازاده: نوشتن، قماری عاشقانه است
از زندگانی‌ام گله دارد جوانی‌ام
چرا خیلی از مردهای کوچکِ ظاهرن بزرگ این‌قدر مرض دارند؟
من از وجدانم می‌خواهم دل و شکمم را مفید کند
بهار آمد كه غم از دل بَرَد غم گفت: زكّي
عید آمد و ما خانه‌ی خود را نتکاندیم بسکه خاک‌برسریم
تو به شکل غم‌انگیزی بیژن نجدی هستی و به شکل غم‌انگیزتری شاعری
سرزمین قیاس‌های باطل و آدم‌های نازل
ما در بندیم؛ در بند جبر جبران‌ناپذیر
در صفت پیامک و بسته‌شدن دفتر عشق لیلی و مجنون و بی‌انگیزگی شاعران
موقوف!
تب است و رخوت اندام و درد و چرک گلو
علیرضا روشن: شعر در این وانفسا محتاج هیچ تقدیر و تشکری نیست
جشنواره‌ی شعر فجر یا مافیای این چند نفر
ناخوانا ترانه‌دار شد
چشم از سفر ندارم تا جان من درآید
همدردی ماریو بارگاس یوسا با نویسندگان ایرانی
این پست و همه‌ی پست‌های زندگی‌ام با احترام تقدیم می‌شود به عباس حسین‌نژاد
تو لبخند می‌زنی؛ او زبان‌درازی می‌کند
عکس‌هایی از عزاداران بیل
صبری له حالوا بیشر ای غورا سندن
خالی‌بندی‌های کودکانه برای خاطر عزیز ادبیات
حوزه‌ی علمیه، شاملو را نصف کرد
داستان، شعر و عکس‌هایی از یک نویسنده و شاعر شش‌ساله
من و ننه‌م و صد و بیست و چند سال عمر باعزت
مولوی جان! کی توان دیدن چنین تبریز را نه آن تبریز را
پیاده‌روی فریدون فروغی، سلینجر و بایزید در خیابان چهل و چندم
یکی رفت و یکی موند، یکی کله‌شو جنبوند
گده بورا هارادي؟ من بوردا نئيلیرم؟// غلامحسین ساعدی
احمد شاملو در یکی از همین ساعت‌های هشتاد و دو سال پیش متولد نشد
گاف‌هاي صدا و سيما، حميد سبزواري و من در بازتاب اخبار درگذشت قيصر
کم مانده بود رهزنان قافله بگویند خواهر موهایت را بکن تو!
فیلمسازان ایرانی دست هالیوودی‌ها را از پشت بسته‌اند
در باب خرده‌جنایت‌های زناشوهری
مغول‌ها بار ديگر حمله كردند
شاعر مکزیکی نامزدش را کشت و سوپ «ران نامزد» پخت
تو میگون عشق ما ورد زبون بود/ عکس‌هایی از میگون
شعر آتشی بهتر از شعر شاملو است
وطن يعني لجن
نذيرشنبه و صدا و سيماي شرمنده
گراناز موسوي؛ اتفاقي مبارك در اواخر دهه‌ي هفتاد
دعواي نويسنده‌هاي مذهبي و ضدمذهبي از نگاه سيدمهدي شجاعي
شهرام ناظري بر كوه‌هاي كردستان مي‌كوبد و چشمه‌ها جاري مي‌شوند
چهاردهمين نمايشگاه مطبوعات از نگاه هولدن كالفيلد ِ ناتوردشت
سرکارگذاری کارگزاران؛ بی‌کاری روزنامه‌نگاران
حرف‌هاي لهيده در چاه گلو
صيد تو سخت است اي قزل‌آلاي آمريكايي
آقاي سيدمهدي شجاعي! طوفان خوبي به پا نكرديد
براي كِرمي كه شاعرانگي را به من آموخت
لوده‌گيسم حاكم بر محافل ادبي!
تأملات بهنگام يك جوجه فيلسوف
حضور ناگهانی حسین منزوی در خانه‌ی هنرمندان
مولوي دوست دارد ترك باشد
نوشتن یا نوشتن؛ مسئله این است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: