ساعت مريض شهرام شيدايي از کار افتاد

ايلنا: شهرام شيدايي شاعر معاصرعصر امروز به دليل ابتلا به بيماري سرطان حنجره در منزل خود درگذشت
به گزارش خبرنگار ايلنا ، شهرام شيدايي كه از سال گذشته به دليل ابتلا به بيماري سرطان حنجره تحت درمان بود بعد از ظهر امروز ساعت 14:20 در منزل خود درگذشت .
از شهرام شيدايي كتابهاي همچون كتابهاي «آتشي براي آتشي ديگر»، «آدمها روي پل» و «خنديدن درخانهاي كه ميسوخت» متشر شده است .
پيكر مرحوم شيدايي روز چهارشنبه 4 آذرماه در كرج تشييع و در بهشت سكينه كرج و در كنار مزار پدر وي به خاك سپرده مي شود .
مراسم يادبود شيدايي روز جمعه 6 آذر ماه در مسجد حضرت روسل جهان شهر ساعت 15 برگزار مي شود.
ای کاش شیراز را میشد با خود همهجا برد

سالها پیش برای انعکاس خبرهای یک جشنواره ادبی بار و بندیل سفر بستم و به شیراز رفتم. در هواپیما کنار زنی میانسال نشستم که هر سال چند بار برای دیدن فرزندانش به انگلیس میرفت. او شیرازی بود و خوشسخن. در یک ساعت و 10 دقیقهی بین تهران و شیراز، از خاطرات روزهای جوانیاش گفت و از جوانی فرزندانش که در انگلیس سپری میشود. خاطراتش شیرین بود و دلهرههای سفر با هواپیما در آسمان ایران را کمرنگ کرد. وقتی به فرودگاه رسیدیم، باران با جدیت بر شب شیراز میبارید. من باید اتومبیلی میگرفتم و خود را به هتلی که در اختیاز جشنواره و میهمانانش بود میرساندم. چتر نداشتم و غریب بودم. آن زن اتومبیلی کرایه کرد. من را به هتل رساند. چترش را به من داد؛ چترش را در انگلیس یکی از فرزندانش به او هدیه داده بود. شماره تماس و نشانی منزلش را برایم نوشت تا اگر به مشکلی برخوردم با او تماس بگیرم. روی من را بوسید و برایم آرزوی موفقت کرد. سوار شد و رفت. من چند روز در شیراز بودم اما بهدلیل مشغلههای آن جشنواره نتوانستم با آن زن تماس بگیرم و باز از او تشکر کنم. چتر او دست من ماند و هنوز هم مانده است و با آنکه دوست ندارم زیر باران چتری روی سرم باشد اما گاهی چتر او را زیر باران باز میکنم و روی سرم میگیرم و به او فکر میکنم. ای کاش شیراز را با خود میشد همهجا برد و آن زن را نیز هم.
leave a comment