ساعت مريض شهرام شيدايي به دقت درد ميکشد/ شاعر زير تيغ جراحي به فکر هزينههاي درمان است

روحي افسر، مدير انتشارات کلاغ سفيد، که از صبح امروز همراه چند دوست ديگر شهرام شيدايي با حضور در بيمارستان کسراي تهران، لحظه به لحظه در جريان عمل جراحي اين شاعر قرار ميگيرند، از مشکلات مالي شيدايي پس از درگير شدن با بيماري خبر داد و گفت: به قول يکي از دوستان نويسنده در ايران حق ندارد بيمار شود.
او گفت: با وجود بهرهمندي شهرام شيدايي از بيمه تأمين اجتماعي هنرمندان، هزينه عمل جراحي او و شيميدرمانيهاي پس از عمل به 30ميليون تومان ميرسد که در ظاهر بيمه تنها 30 درصد هزينهها را پرداخت خواهد کرد.
به گفته مدير انتشارات کلاغ سفيد، شيدايي چند ماه بود که در ناحيه مري احساس ناراحتي ميکرد و به چند پزشک نيز مراجعه کرده بود اما به دليل بالا بودين ويزيت پزشکان متخصص، جرأت مراجعه به پزشک متخصص را نداشت و سرانجام ناچار شد 500هزارتومان هزينه کند و نزد پزشکي متخصص رود و از نوع بيماري خود مطلع شود.
افسر با اشاره به اينکه نويسنده در کشور ما هيچگونه امنيت مالي ندارد و با توجه به اين شرايط، نبايد بيمار شود گفت: اگر شهرام امنيت مالي داشت و از هزينههاي بالاي درمان نميترسيد زودتر از اينها مداوا را شروع ميکرد و کارش به اينجا نميکشيد. فقط براي آندوسکوپي 500هزارتومان هزينه کرد و اين پول هم براي او خيلي بود. امروز هم هر کدام از دوستانش مبلغي پول گذاشتهاند تا کارهاي عمل او پيش رود تا بعد ببينيم بايد چه کنيم. او تا دقايقي پيش از شروع عمل نيز دغدغهي هزينههاي عمل را داشت و ميداند که دوره درمان او يک سال طول خواهد کشيد.
او همچنين از طرح گالري طراحان آزاد در جمعآوري کمکهاي مالي براي هزينههاي درماني شيدايي خبر داد. در اين طرح قرار است برخی از عکاسان و نقاشان مطرح ایران روز پنجشنبه، اول اسفند از ساعت ۱۴ تا ۲۰ در گالری طراحان آزاد تهران آثاری را برای کمک به تأمین هزینههای سنگین عمل و بیمارستان شهرام به معرض فروش بگذارند. در همین گالری مجموعه شعرهای شهرام شیدایی، «خندیدن در خانهای که میسوخت» نیز با امضای شاعر به فروش خواهد رسید.
شهرام شيدايي که به بيماري سرطان مري مبتلا شده است صبح امروز زير تيغ جراحي رفته و هنوز در اتاق عمل است.
شعري از شهرام شيدايي؛
نیاز به یک کلمه دارم
کلمه ای که مرا از روی زمین بردارد
من مثل ساعتی مریضم
و به دقت درد می کشم
سکوت تانکی است
که بر زمین فکرهایم می چرخد و
علامت می گذارد
از روی همین علامت ها دکتر
نقشه ی جغرافیایی روحم را روی میز می کشد
و با تاثر دست بر علامت ها می گذارد :
– چه چاله های عمیقی !
ناگهان نقشه نفس می کشد
میز تکان می خورد
و دکتر فریاد : جنگ جهانی …
و تماشاچی ها کف می زنند .
نیچه گوشه ای در گوش کسی زمزمه می کرد :
- من راننده ی یک تانکم .
6 دیدگاه