ادبیات مینی مال؛ مد یا ضرورت

“جنبش مينيماليسم كه در دهه پنجاه قرن بيستم در غرب به وجود آمد، معلوم نيست در كدام سال و با كدام نسيم، بذر بيمارش را به سرزمين ما فرستاد و اين بذر چنان در خاك ما خانه كرد؛ ريشه دواند و شاخ و برگ داد كه براي نابودياش چندين منتقد حرفهاي بايد كمر همت ببندند و تبر در جوهر كنند و بر تنهاش فرود آورند…
… ادبیات فارسي، هنوز رمان و داستان بلند يا كوتاه را به ثمر نرسانده، با جنبشهايي نظير مينيمال مواجه شده و شاهد است كه بسياري از داستاننويسان جوان به دلايل معلوم و نامعلوم به اين سبك علاقه نشان ميدهند. البته اگر اين علاقه با آگاهي همراه باشد شايد به ادبيات آسيبي نرسد اما در اين ميان چيزي كه مغفول مانده، آشنايي با سبكهاي ادبي غربي از جمله مينيمال است.”
این یادداشت و همه لینک های زیر، نتیجه حضور کوتاه من در خبرگزاری کتاب است. به زودی مطالب دیگری را درباره مینی مال، فلش فیکشن و طرح، این جا خواهم گذاشت.
معمایی به نام مینی مال و استعدادهایی که می میرند
عبدالعلي دستغيب: رواج داستانهاي چندخطي اتفاقي مبارك است
سیامک گلشیری: رمان میتواند مینیمال باشد
فتحالله بينياز: مينيمال با اخلاق، فلسفه و سياست كاري ندارد
سعيد وزيري: عدهاي راحتطلب مينيمالنويس شدهاند
رسول يونان: ميني مال از سوراخ قفل به خانهتان نفوذ ميكند
حسن فرهنگی: مینی مال پاسخی به دغدغه خوانش نویسنده است
بیان دیدگاه