ناخــــــانا

شعر آدمی را به خاک سیاه می‌نشاند

ارسال‌شده در همه موضوعات توسط لیلا ملک محمدی در آوریل 9, 2008

“شعر آدمی را به خاک سیاه می‌نشاند. بروید زندگی کنید. شعر یعنی چه؟! از بیماری مهلکی به نام “شاعری” بگریزید! هلاک می‌شوید!”
گفت‌وگوی جالب و شیرین “آریامن احمدی” دبیر تحریریه‌ی مجله‌ی رودکی با سیدعلی صالحی، با جمله‌های بالا تمام می‌شود. این گفت‌وگو برای من بسیار جذاب بود؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم برخی از پرسش و پاسخ‌های رد و بدل شده بین صالحی و احمدی را این‌جا بگذارم. در نگاه نخست به نظر می‌رسد که برخی از پرسش‌ها بی‌مورد بوده و نباید از سوی مصاحبه‌شونده مطرح می‌شده است اما وقتی پاسخ‌های صالحی را می‌خوانی، به این نتیجه می‌رسی که این پرسش‌ها تنها برای رسیدن به پاسخ‌های زیبای صالحی، مطرح شده است.

چرا و چگوه شعر می‌گویید؟
تنها در لحظات شهودی، اتفاقی می‌افتد، بعد می‌بینم کاغذ مقابلم را سیاه کرده‌ام، سیاه از روشنایی شعر. قسم به آتشی که زمستان کارتن‌خواب‌ها را گرم می‌کند، نمی‌دانم این شعر از کدام آسمان بر سرم آوار می‌شود، دوست‌اش می‌دارم، گاهی به دیدن‌ام می‌آید.

طولانی‌ترین ساعت برای گفتن شعر و یا خواندن شعر؟
سال‌هاست که با خیال شعر می‌خوابم و با حضور شعر بیدار می‌شوم.

قالب در شعر شما چیست و چه نامی را برای آن می‌توانید برگزینید؟
قالب خاصی نیست، جریان و جنبش شعر گفتار، جنس جان من بوده و بنا به اراده‌ی هستی، در حیات من به تعریف خود رسید.

هیچ آدمی را آن‌قدر دوست داشته‌اید که نتوانسته باشید برایش شعر بگویید؟
از دوره‌هایی که تنها یک نفر را دوست می‌داشتم، دور شده‌ام، حالا حتا دشمنانم را ـ که ندارم ـ هم دوست می‌دارم. من برای هیچ‌کس و همه‌کس می‌سرایم.

وقتی که غمگین هستید شعرهایتان چه‌طور می‌شود؟
وقتی که شاد یا غمگینم اصلن شعر سراغم نمی‌آید. در اوقات معمولی هم خبری از شعر نمی‌رسد. آن حال عجیب و آن آینتِ ویژه را نمی‌شناسم که تعریف‌اش کنم. شعر در همان آینتِ شگفت سراغم می‌آید.

وقتی که خوشحال هستید چه‌طور؟
وقتی خوشحالم؟ خوشحالی خودش شعر است، چرا در کلمه خلاصه‌اش کنم!

شاعر در برابر شعرش و خوانندگان شعرش چه وظیفه‌ای دارد؟
شاعر هیچ وظیفه‌ای جز رسیدن به شعر ماندگار ندارد.

دید شاعر امروز نسبت به شاعر کهن چگونه است؟
تفاوت دید شاعر امروز با شاعر دوشینه، همان تفاوت سفر با بویینگ یا با شتر دوکوهان است.

از شعرای گذشته با کدام بیشتر انس دارید؟
در جوانی؛ سعدی، در میان‌سالی؛ مولوی، و حالا؛ حافظ.

اتکای شما به ادبیات گذشته‌ی پارسی تا چه حد است؟
اهل قلم که در اقیانوس ادبیات کلاسیک غرق نشده یا شده، هرگز به تنفس ترانه و عیش ناب کلمه نخواهد رسید. غفلت از آثار گذشته، مثل آموختن شنا روی قالیچه در سالن منزل است. چنین کسی در اولین حوض غرق می‌شود.

“همه شاعرند!” شما تفاوت سخنان پراحساس عوام (عامیانه) با شعر شاعران راستین را در چه می‌دانید؟
حق با شماست: “همه شاعراند”! به همین دلیل تیراژ شعر در جامعه‌ی ما تا دویست نسخه در چاپ اول سقوط کرده است. دنبال کشف تفاوت‌ها نباشیم بهتر است، کار خودمان را بکنیم. همیشه همین‌طور بوده است. این که غزل، شعر زمان ما نیست و شاعرانی که در عصر سفرهای فضایی هم‌چنان در قفای یاری که با کاروان به سفر رفته است خاک بیابان به سر می‌کنند و برخی دیگر با ساختارشکنی در شعر در برخورد با مخاطبان، آنان را به عدم درک فضای ذهنی و ساختار شعر خود متهم می‌کنند و برخی از آنان قدری فراتر رفته و امید به آن دارند که در دهه‌ها و حتا سده‌های آتی شناخته شوند، آیا به راستی اینان سازندگان فرهنگ و فلسفه‌ی هنر قرن ما هستند؟ و اگر نیستند پس جنجال بر سر چیست؟ مگر نه این است آن کس که زمان را درنیابد پیش از آن‌که عمرش به آخر رسد مرده است؟

شعر شما بیشتر به کدام سو گرایش دارد؟
شعر من تنها به شعر گرایش دارد.

سید علی صالحی آهنگ کلمه‌های ستاره، باران، خواب، دریا، ری‌را، راه، رؤیا و عشق را دوست دارد.

پاسخ دهید