چشم از سفر ندارم تا جان من درآید

عازم سفر هستم. یک سفر چندروزه به جزیرههای خلیج فارس. شاید برگردم.
شاید هم برنگردم. اگر برنگردم که با دست خالی برنگشتهام؛ اما اگر برگردم،
با دستانی پر برگشتهام. اگر برگشتم که برگشتم؛ اما اگر برنگشتم، دوستانم
لطف کنند و روی از بدیهایم بگردانند و چشمانشان را روی خوبیهایم
بچرخانند. به هر حال میروم که خودم را بگردانم.
بیان دیدگاه