همدردی ماریو بارگاس یوسا با نویسندگان ایرانی
وسیلهی ارتزاق خود کنند؛ آن هم در میان مردمی که اکثریتشان سواد خواندن ندارند و اقلیتشان از مطالعه خوششان نمیآید. نویسنده آمریکای لاتین، بدون ناشر، بدون خواننده و بدون محیطی فرهنگی که از او طلب اثر و انگیزههایش را تقویت کند، به میدان نبردی پا گذاشته که از همان آغاز میداند که شکست محتومی در انتظار اوست. جامعه، دغدغههای او را نپذیرفته و به ندرت اندیشههایش را بر میتابد؛ جامعهای که وسیلهای برای گذران زندگی در اختیارش قرار نداده و او را در حد تولیدکنندهای حقیر و افتخاری، پایین میآورد. نویسنده در کشورهای ما مجبور بوده به آب و آتش بزند و دغدغههایش را از کار روزانه جدا کند. به هزار کار مشغول شود که وقت نوشتن را از او میگیرد؛ کارهایی که اغلب با شعور و اعتقادات او جور در نمیآید. جوامع ما علاوه بر اینکه در دل خود جایی برای ادبیات در نظر نمیگیرند، همواره به احساس بیاعتمادی نسبت به این موجودات حاشیهای، بی مقدار و نامتعارف ـ که بر خلاف منطق به حرفهای رو آوردهاند که در آمریکای لاتین غیرعادی است ـ دامن میزنند. به همین دلیل دهها تن از نویسندگان ما افسرده شدهاند و دغدغههایشان را رها کرده یا به آن خیانت ورزیدهاند و بدون عزم جزم، عمل کردهاند.”اینها اعتقادات ماریو بارگاس یوسا دربارهی نویسندههای آمریکای لاتین است؛ البته پس از این سخنان، یوسا ابراز خرسندی میکند از اینکه در سالهای اخیر وضعیت حرفهای نویسندگان آمریکای لاتین تغییر کرده و معتقد است که اقلیم مناسبتری برای رشد ادبیات در این کشورها نفوذ کرده و تعداد خوانندگان رو به فزونی گذاشته است.
این جملات ِ پر از درد را که گویی یوسا دربارهی جایگاه حرفهای نویسندگان ایرانی گفته، اسداله امرایی ترجمه کرده و در کتاب “زن وسطی” به جای مقدمه و با تیتر ِ “ادبیات، آتش است” آورده است.
شاید در روزهای بعد، بخشهای دیگری از این مقالهی اشکآور یوسا را در اینجا بگذارم.
“زن وسطی” گزیدهای از داستانهای کوتاه آمریکای لاتین است که داستانهایی از نویسندگانی چون خورخه لوییس بورخس، خولیو کورتاسار، خوان کارلوس اونتی، آرتورو آریاس، اوراسیو کوئیروگا، موریلو روبیائو، خوؤان بوش، ماریو بندتی، آرمونیا سامرس، فرناندو سورنتینو و گریگوریو لوپس فوئنتس را در بر میگیرد. این کتاب به کوشش نشر افراز منتشر شده است.
اگر دوست داشتید، میتوانید در اینجا نگاهی کنید به زندگی و آثار یوسا.
این هم یک گفتوگوی مفصل با یوسا.
نقد یوسا بر “پیرمرد و دریا”ی ارنست همینگوی را نیز اینجا بخوانید.
بیان دیدگاه