مغولها بار ديگر حمله كردند
گزارشی از مراسم کلهپاچهخوران قزاقها در کتابخانهی ملی
اين خبر كه مغولها در قرن بيستويك، باری ديگر به كشور ما هجوم بياورند شايد كمی عجيب باشد اما شب گذشته برای دومينبار در تاریخ ایران اتفاق افتاد و اين بار هم مانند قرن هفتم و هشتم به سراغ كتابخانهی ملی آمدند.
ماجرا از اينجا شروع شد كه ديروز قرار بود «نورسلطان نظربايف» رييسجمهور قزاقستان ـ كه برای شركت در اجلاس كشورهای حاشيهی دريای خزر به ايران آمده است ـ ميهمان كتابخانهی ملی باشد. مسوولان كتابخانهی ملی هم برای اينكه خودی نشان دهند و به رييس جمهور كشور دوست و همسايه بگويند حضورش چهقدر اهميت دارد از تمامی خبرنگاران بختبرگشتهی خبرگزاریها دعوت كردند تا در اين مراسم حضور داشته باشند.
البته ناگفته نماند قزاقهای حاضر در ايران هم كم نياورنده بودند و از كوچك تا بزرگ، خرد و كلان، از چهارسوی ايران با لباسهای رنگارنگ و با انواع كلهپاچهها و كلوچههای محلی، خود را برای استقبال از رييسجمهور كشورشان به كتابخانهی ملی رسانده بودند. قزاقهای مرد تار میزدند و قزاقهای زن میرقصيدند و دل از پير و جوان مسوول و غير مسوول میبردند و جالب است كه ايرانیهای حاضر در مراسم را هم تحويل نمیگرفتند.
نظربايف پس از اينكه 40 دقيقه همه را سر كار گذاشت، به همراه «منوچهر متكی» وزير امور خارجه وارد كتابخانهی ملی شد و با مأموران حراست خود ـ با سرعتی بيش از سرعت نور كه حتی متكی و اشعری هم به پايش نمیرسيدند ـ به سمت سالن اصلی اين كتابخانه قدم برداشت.
پس از اينكه رييسجمهور قزاقستان از درب ورودی سالن عبور كرد محافظان وی به طرزی وحشيانه در مقابل در ايستادند و به بسياری از ايرانیهای حاضر ـ كه اكثر آنان خبرنگار، عكاس و مأموران حراست كتابخانهی ملی بودند ـ نه تنها اجازهی عبور ندادند بلكه آنها را چنان هل دادند كه همه بر روی يكديگر افتادند.
پس از اين عمل، مأموران حراستی كه از دفتر رياست جمهوری ايران برای حفاظت از جان رييسجمهور قزاقستان به كتابخانهی ملی آمده بودند و خودشان همواره در برخوردهای عطوفتآميز! با خبرنگاران شهرهی عام و خاص هستند از اين نحوهی برخورد جا خوردند.
پس از برخورد شديد مأموران حراست كتابخانهی ملی با محافظان نظربايف ـ كه هر كدام با زبان خود به ديگری دشنام میدانند و هيچكدام نمیدانستند به هم چه میگويند ـ، در ِ سالن كتابخانه بازشد و تعدادی از خبرنگاران، بدون داشتن امنيت جانی فرصت يافتند به سالن كتابخانهی ملی وارد شوند.
رييسجمهور قزاقستان پس از امضای كتاب «راه قزاقستان» و تحويل آن به كتابخانهی ملی به عنوان يادگاری، برای خوردن كلهپاچه به خانه سنتی قزاقها ـ كه به طور نمادين در كتابخانهی ملی ساخته شده بود ـ رفت، اما در اين بين رييس كتابخانه ملی كه به دليل كهولت سن توانايی همپا شدن با نظربايف را نداشت از قافله كلهپاچهخوران جا ماند و زمانیكه میخواست وارد خانهی سنتی قزاقها شود به جای کلهپاچه، يك مشت ِ جانانه از محافظان رييسجمهور قزاقستان نوش جان كرد و این شد که هم خیل خبرنگاران و عکاسان و هم رییس کتابخانهی ملی از دور شاهد خوردهشدن کلهپاچه توسط قزاقها شدند و به استشمام بوی لذیذ این غذا، قانع.
تن ما خبرنگاران ايران كه از فولاد است اما بيچاره رييس كتابخانهی ملی كه احتمالن در مراسم اينچنينی بعدی با زره فولادی حاضر خواهد شد.
اين يادداشت را همكار خوب و دوست عزيزم «معصومه كلانكی» ـ که خبرنگاری به زبلی او حداقل در اطراف خودم ندیدهام ـ برای انعكاس به ناخوانا داد؛ چون میدانيد كه در هيچكدام از رسانههای ايران نمیشود همهی حقيقت را گفت. خبر بازديد رييس جمهور قزاقستان از كتابخانهی ملی و رونمايی از كتاب «راه قزاقستان» در انواع و اقسام خبرگزاریها منعكس شده است؛ خبرگزاریهایی چون ایبنا، ایرنا، ایسنا، ایسکانیوز، ایکنا، فارس، موج، مهر و میراث فرهنگی فقط به انعکاس این خبر پرداخته و نتوانستهاند نحوهی برگزاری مراسم را توصیف کنند؛ این هم گزارش تصویری مهر از این مراسم.
این همه صرف هزینه و وقت برای اینکه تو و مسوول کتابخانهی ملی تو در سرزمینت کتک بخورید و خوشحال باشید!
عکس این پست را از خبر میراث فرهنگی گرفتهام.
بیان دیدگاه