باز هم میگویم مولوی دوست دارد ترک باشد/ والله به خدا
این روزها کانالهای ترکیه، پر شده از مولوی و انصافا هم خوب دارند کار میکنند. باز هم میگویم مولوی دوست دارد ترک باشد.
این غزل مولوی را هم میپرستم.
دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
چون خمشان بیگنه روی بر آسمان مکن
باده خاص خوردهای نقل خلاص خوردهای
بوی شراب میزند خربزه در دهان مکن
روز الست جان تو خورد میای زخوان تو
خواجه لامکان تويی بندگی مکان مکن
دوش شراب ريختی وز بر ما گريختی
بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن
من همگی تراستم مست می وفاستم
با تو چو تير راستم تير مرا کمان مکن
ای دل پاره پارهام ديدن اوست چارهام
اوست پناه و پشت من تکيه بر اين جهان مکن
ای همه خلق نای تو پرشده از نوای تو
گرنه سماع بارهای دست بنای جان مکن
کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد
ناله کنم بگويدم دم مزن و بيان مکن
ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو
گرگ تويی شبان منم خويش چو من شبان مکن
هربن بامداد تو جانب ما کشی سبو
کای تو بديده روی من روی به اين و آن مکن
شير چشيد موسی از مادر خويش ناشتا
گفت که مادرت منم ميل به دايگان مکن
باده بنوش مات شو جمله تن حيات شو
باده چون عقيق بين ياد عقيق کان مکن
باده عام از برون باده عارف از درون
بوي دهان بيان کند تو به زبان بيان مکن
ظاهراً خیلی از خبرهای مربوط به مولوی را هم اینجا میشود پیدا کرد.
بیان دیدگاه