ناخــــــانا

نوشتن یا نوشتن؛ مسئله این است

Posted in همه موضوعات by لیلا ملک محمدی on جولای 1, 2007

در دوران نوجوانی فکر می‌کردم اگر روزی به سن بیست و پنج سالگی برسم، آن روز حتماً یک جایزه‌ی نوبل برای رمانی بی‌نظیر دریافت کرده‌ام یا دست کم مجموعه شعر یا داستانی چاپ و سبکی نو در ادبیات خلق کرده‌ام و در کنار آن سردبیر روزنامه‌ای حرفه‌ای هستم که ۱۰۰۰ نفر نیروی مستعد و خلاق در آن قلم می‌زنند؛ اسم روزنامه را هم (ناخوانا) گذاشته بودم و هر روز در ذهنم تمام صفحات آن را می‌بستم و فردا توزیعش می‌کردم.

امروز که دو سال از موعد گذشته و از چاپ رمان و مجموعه داستان و شعر خبری نیست و سردبیری روزنامه‌ای وزین تبدیل به دبیری سرویس ادب یک خبرگزاری شده، تصمیم گرفتم وبلاگ ناخوانا را جای‌گزین روزنامه‌ای ناخوانا کنم و احیاناً شعرها، داستان‌ها، مقاله‌ها و گزارش‌های ناخوانای خودم را بدون سانسور در این وبلاگ بنویسم.

حالا تمام مناسبات ذهنی من به هم ریخته و نمی‌دانم آیا چارچوب این وبلاگ می‌تواند مطالبی را که در روزنامه‌ی ناخوانا چاپ کرده‌ام تحمل کند یا نه که این زیاد مهم نیست؛ من فقط می‌خواهم بنویسم.

يك پاسخ برايش بگذاريد